یافتن پست: #را

saman
saman

گاهی وقتا توی رابطه هانیازی نیست طرفت بهت بگه :برو !همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیرههمین که نپرسه چجوری روزا رو به شب میرسونی ... ... ... همین که کار و زندگی رو بهونه میکنههمین که دیگه لا به لای حرفاش دوستت دارم نباشهو همین که حضور دیگران توی زندگیشپر رنگ تر از بودن تو باشههزار بار سنگین تر ازکلمه ی برو واست معنا پیدا میکنهپس بروقبل از اینکه ویرون تر از اینی که هستی بشی...!

دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 16:53
+1
saman
saman

اگر مردی رابطه را نگه دار

اگر مردی هفته اول تن و خوابیدن نخواه

اگر زنی رابطه را نگه دار

اگر زنی پول و ماشین و ثروت نخواه

رابطه را که همه میتوانند شروع کنند !

اگر واقعا عاشقی

از عشقت عشق بخواه و به عشقت عشق بده

کاش مرد باشیم ، کاش زن باشیم ، کاش عاشق باشیم

وگرنه رابطه را که همه میتوانند شروع کنند !

دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 16:51
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وای از نیمه شبــی که بیـــــدار شوم و تـــــو را بخواهـــــم

و پاکـــــت سیگارم خالـــی باشــــد ...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 16:48
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مخــــدر نگاهَتـــــ کـــــه
دَر چــــــای عشـــــق حَــــل شــــــد
معتـــــاد تــــــو شــــدَم …
حـــــالاکـــه گـــــاه و بی گــــــاه
خشخـــــاش می چینَــــد دلَــــم
دیگَــــر تَــــزریــق خیــــالَتــــ هَــم تسکیــــن نمی دَهَــــد
درد نبــــودنَتــــــ را آخَـــــر مَــــرا می کشَــــد
این خمــــاری “تــو”
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 16:44
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اه
لحظه هایم را هم فروختم
تمام شد
کاش اینجا بودی و خودت میدیدی توکه رفتی من هم تمام شدم
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 16:36
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥



ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺩ ﭘﺎﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﺖ ﺭﺍ ، ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺣﺎﺿﺮﯾﻦ ، ﺣﺎﺿﺮ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﻮﺩ
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻏﺎﯾﺐ ﺑﺎﺷﯽ .....



دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 16:33
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یک پنجره برای دیدن

یک پنجره برای شنیدن

یک پنجره که مثل حلقۀ چاهی

در انتهای خود به قلب زمین می رسد

و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنگ

یک پنجره که دست های کوچک تنهایی را

از بخشش شبانۀ عطر ستاره های کریم

سرشار می کند.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 16:20
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آره بارون می اومد خوب یادمه
مثل خرای قصه وقتی آدم میره به رویا
زیر لب زمزمه کردم کی میتونه دل دیونه رو از من بگیره
اونقدر باشه که من دلو دستش بدمو چیزی نپرسه
دیگه حرفی نمونه غیر نگاهش
یه غروب بود روی گونه هات خیلی سال پیش
توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه خیست
اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات ؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 16:16
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عادت ندارم درد لم را به کسی بگویم..!
پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم..!
تا همه فکر کنند نه دردی دارم و نه دلی..!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 16:14
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلتنگــــی عین آتش زیـــر خاکستــر اسـت ،

گــاهـــی فـکر میـــکنی تــمـام شـده ،

امــا یـک دفـعه ، همــه ات را آتـش میزند
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 16:13
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ