یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺍﻳﻨﻜﻪ ﭘﺴﺮﺍ ﻣﺸﻜﻞ " ﭼﻲ ﺑﭙﻮﺷﻢ؟" ﻧﺪﺍﺭﻥ،ﺭﺑﻄﻲ ﺑﻪ ﮊﻧﺘﻴﻚ
ﻭ ... ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﻛﻼ ﻳﻪ ﺩﺳﺖ ﻟﺒﺎﺱ ﺗﻤﻴﺰ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻧﺪﺍﺭﻥ !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 15:27
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تیكه جدید حراست دانشگاه به دخترا :

با توام کلیپس :|
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 15:25
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

دلم اصرار دارد فریاد بزند .

اما....

جلوی دهانش را میگیرم

میدانم کسی تمایلی به شنیدن را ندارد!!!!

این روزها من . . .

خدای سکوت شده ام

خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود . . .!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 15:23
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دستانم خالیست..... جای خالی دستهای تو را هیچکس پر نمیکند....
راست میگفت شاملو:
دست خالی را باید بر سرکوبید......
( بی مخاطب )
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 15:21
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بابابزرگم هشتاد سالشه همیشه اصرار می کنه که بذارید

من از خونه تنهایی برم بیرون مگه زندانی گرفتید؟

می خوام برم نون و روزنامه اینا بگیرم…

یه روز بعد از کلی اصرار گفتیم باشه برو ولی مواظب باش…

رفته نونوایی محل به همه ی اونایی که تو صف بودن

گفته عجب روزگاری شده پنج تا دختر دارم پنج تا پسر

تو این سن و سال من ِ پیرمرد باید بیام تو صف وایسم نون اونارم من بگیرم :|
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 15:19
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختــره 13 سالشه استاتوس گذاشته خیلی سخته ببینی عشقت دستاش تو دستای کس دیگس
من 13 سالم بود پشت کمدمو به امید پیدا کردن یه راه به سمت سرزمین نارنیا بررسی میکردم
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 15:18
nanaz
nanaz
... اولین تلنگر را مادر شوهرش زد، وقتی که اسم کوچکش را فراموش کرد و صدا زد: «عروس، بیا پایین.» روزهای بعد با معنای عروس بیشتر خو گرفت. هر چه بود عروس بود و یک روز فهمید که عروس یک نفر نیست. صدها و هزارها عروس دیگر است.
رفته رفته دانست که عروس یک عالم معنا دارد که بیشترش به او مربوط نمی شود. به صدها عروس پیش از او مربوط می شود. فهمید که هر کاری می کند، سایه ای از خاطره و رفتار و منش عروس های قبل را هم با خودش دارد.
طول کشید تا بفهمد که بیرون آمدن از آن قالب حاضر و آماده سخت است، نشان دادن و ثابت کردن این که متفاوت است. مثل تمام عروس ها نیست. آدمی است که از این به بعد باید تعریف بشود، نه این که تعریف قبل از خودش را یدک بکشد. همه ی رفتارهایش به عروس بودنش منسوب می شد، با عروس بودنش داوری می شد، نه خود خودش...!

 
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 15:04
+7
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
[لینک]
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 15:03
+2
nanaz
nanaz
همیشه که صبر کردن , بخشیدن , ماندن و تحمل کردن به این معنا نیست که همه چیز درست می شود ...

لازمه گاهی وقتها دست از این تظاهر کردن برداری ,


باید دست بکشی از بخشیدن کسی که هیچ وقت بخشیدنت را نفهمید


ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ وقتی میمانی و می بخشی فکر می کنند رفتن را بلد نیستی ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ...


ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ...

دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 15:00
+7
nanaz
nanaz
دیدگاه  •   •   •  1392/07/9 - 14:55
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ