یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زنی به پناه شانه های مردانه تو دل سپرده است ...



تو به كشف اندام زنانه او چشم دوخته ای ....



-جایی دیگر-



مردی به مهر و عاطفه زنانه تو دل سپرده است ...



تو با ماشین حساب به جان دارایی او افتاده ی ...



-برمیگردیم به ابتدا-



چرا خوب با خوب نه!



چرا بد با بد نه!



چرا خوب با بد ؟!



مگه نه اینكه میگن... خلایق هرچه لایق!؟!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 21:04
+1
xroyal54
xroyal54
من با عشق آشنا شدم
و چ کسی این چنین آشنا شده است؟...
هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود.
هنگامی لب ب زمزمه گشودم
ک مخاطبی نداشتم.
و هنگامی تشنه آتش شدم
ک در برابرم دریا بود و دریت...
عاشقانه ها (دکتر شریعتی)
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:48
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
و تنهـــا همـــــــــــבرב یڪــ لیواלּ نـωـڪــافـــــﮧ בاغ!

تا عـــطرش مرا از בرבهایم فــــــــــارغ ڪـنــב ...

چــﮧ ωـخـــــت اωـــت نــﮧ؟!

وقتے کــﮧ بــــوے عـــــطر تــنــے نیـωـت تا تـωـڪیــלּ בرב هایت باشـב

آבم بــﮧ عـــــطر یڪــ لیواלּ نـωـــڪــــافــﮧ בل ببنـבב…!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:48
+2
sara
sara
بی تو 
حتی باران هم...
بوی تشنگی میدهد...!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:44
+13
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یادمان باشد که قصه ى کودکمان را با یکى بود یکى نبود آغاز نکنیم از ابتدا بیاموزیمشان اگر یکى نباشد دیگرى هم نیست
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:43
+2
saeed
saeed

پشت دیوارر حیاط


تو سکوت خلوت شب


با صدای نم نم بارون


من در آغوش تو


تو در آغوش من


چه لحظه زیبایی بود تورا بوسیدن


اما زمان کوتاه بود


و یک روز در پشت دیوار حیاط تنها به انتظار نشستم


تکیه بر دیوار زدم و گریه کردم


چون تو دیگر در آغوشم نبودی


تا گرمای تو قلب سردم را دوباره زنده کند


ولی یک خاطره زیبا در پشت حیاط یک ویلا بر جای ماند

دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:42
+3
saeed
saeed

قلب های شکسته به دنبال چه می باشید؟


 به دنبال عشق می باشید که ذره های شکسته قلبتان را پیوند زند؟


اشتباه نکنید


 نگذارید که قلبتان این بار خرد و خاکستر شود.


عشق قلب را پیوند نمیزند بلکه ذره های شکسته را خاکستر میکند.


به دنبال چه می گردید؟


عشق؟


چرا عشق؟


چرا محبت نه؟


عشق دروغ است


حسی است وسوسه انگیز


 عشق بیماریست دردی است بی درمان.


مبادا مبتلا شوی که رهایی از آن بسی مشکل تر از دچار شدنش می باشد.


عشق جنون است


 دیوانه گیست


 چرا میخواهید عاشق شوید؟

دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:37
+3
saeed
saeed

فدای تمام پدر مادرهایی که به دست فراموشی سپرده شدن


توی جایی به اسم خانه سالمندان زندانی شدن و همیشه چشمشون به دره تا یک آشنا ببینن


بعضی وقتا ما آدمها چیزهایی رو فراموش میکنیم که عمری بهشون مدیونیم


چطور دلمون میاد؟ چطور میتونیم؟


با این همه سنگ دلی و بی وفایی میتونیم اسم خودمون رو انسان بزاریم؟؟
تقدیم به تمام پدر و مادرهای فراموش شده

دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:36
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!
ببرم بخوابانمش!
لحاف را بکشم رویش!
دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!
حتی برایش لالایی بخوانم،
وسط گریه هایش بگویم:
غصه نخور خودم جان!
درست می شود!درست می شود!
اگر هم نشد به جهنم...
تمام می شود...
بالاخره تمام می شود...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:35
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ای روزگار ناز شصتت
خوب مرا
به بازی گرفتی
از غصه هایم که نه
از خنده هایم
خوب وام گرفتی
این همه درد
تاکنون بس نبود
که مرا
در پیری
به مرور خاطرات
جوانی گرفتی؟

#آزاد#
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:34
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ