یافتن پست: #را

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
ابری رسید و آسمانم از تو پر شد

بارانی آمد ، آبدانم از تو پر شد

نام تو اول بغض بود و بعد از آن اشک

اول دلم پس دیدگانم از تو پر شد

جان جوان بودی تو و چندان دمیدی

تا قلبت بخت جوانم از تو پر شد

خون نیسیتی تا در تن میرنده گنجی

جانی توو من جاودانم از تو پر شد

چون شیشه می گرداند عشق ، از روز اول

تا روز آخر ، استکانم از تو پر شد

در باغ خواهش های تن روییدی اما

آنقدر بالیدی که جانم از تو پر شد

پیش گل سرخ تو ،‌برگ زرد من کیست ؟

آه ای بهاری که خزانم از تو پر شد

با هر چه و هر ﮐس تو را تکرار کردم

تا فصل فصل داتسانم از تو پر شد

ایینه ها در پیش خورشیدت نشاندم

و آنقدر ماندم تا جهانم از تو پر شد
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 08:57
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
رفتنت...نبودنت... نامردیت...

هیچ کدام برایم سوال نشد...

فقط یک بغض خفه ام میکند...

که چگونه نگاهت کرد، که اینگونه رهایم کردی!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 08:56
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
عشق یعنی خاطرات بی غبار

دفتری از شعر و از عطر بهار

عشق یعنی یک تمنا , یک نیاز

زمزمه از عاشقی با سوز و ساز

عشق یعنی چشم خیس مست او

زیر باران دست تو در دست او

عشق یعنی ماه تب از یک نگاه

غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

عشق یعنی عطر خجلت ....شور عشق

گرمی دست تو در آغوش عشق

عشق یعنی "بی تو هرگز ...پس بمان "

تا سحر از عاشقی با او بخوان

عشق یعنی هر چه داری نیم کن

از برایش قلب خود تقدیم کن
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 08:54
+4
mohamad
mohamad
رفتی و نوشتی که از دوری من خیالی نیست آخ آخ آخ ببخشید اشتباه شدرفتی عشقم شب بخیر آرزوی بهترین خواب ها رو برات میکنم شب بخیر{-43-}
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 01:55
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﻭﻓﺎﯼ ﺯﻧﺎﻧﻪ من

"ﺧﯿـــــــﺎﻧﺖ" ﻣﺮﺩﺍﻧــﻪ ﻧﺒﻮﺩ .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 01:30
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
وقتی ی مهر ماهی حالش بده ,

بهش نگید ای بابا اینم می گذره ،

نگید درست می شه،

سعی نکنید با جوک های مسخره بخندونیدش ...

خنده اش نمیاد, غصــه داره...

وقتی یه مهر ماهی ناراحته اصلا این شما نیستین که باید حرف بزنین

شما باید دستشو بگیرید. بغلش کنید. تو چشمهاش نگاه کنید.

بذارید اون حرف بزنه و شما گوش کنید... اگرم حرف نزد سیم جیمش

نکنید ...

هی فکر نکنید باید نظریه صادر کنید و نصیحت کنید...نه ...این حالشو

خیلی بدتر میکنه ...

فکر نکنید اگه حرف نزنید خیلی اتفاق بدی می افته... با سکوت خودتون

وکنارش بودن حمایتتون رو حس میکنه ...

فقط دستشو بگیرید...

بغلش کنید...

سکوت کنید...

مهر ماهی توی سکوت خودش رو پیدا میکنه ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 01:22
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
ﺩﻟـــــﻢ ﺭﺍ ﺳﺨـــــﺖ ﻣــﯽ ﺷﻜﻨـــﯽ
ﻭﺁﺳـــﺎﻥ ﻋـــﺬﺭ ﻣــــﯽ ﺧـــﻮﺍﻫﯽ ...

ﺍﯾـــﻦ ﻋـــﺎﺩﻟـﺎﻧــﻪ ﻧﯿﺴـــــﺖ ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 01:20
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
وقتي گراهامبل تلفن رو اختراع كرد يه چيز عجيب ديد.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
سه تماس بي پاسخ از ج
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 01:16
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 01:05
+6
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

برای هرکس که رفتنی ست ، فقط باید کنار ایستاد و راه باز کرد ، به همین سادگی !


دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 00:46
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ