یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO

فقـــــط یکبار مینازم به بختم

که انگشتان من گردد بمویت


بسوزد هـــر دستم تا به بازو

زلـذت های داغ لمس رویت !



فقــــــط یکبار درچشمت ببینم

که مژگـــــــانم بمژگانت تنیده


بیـــارد گونه ات را بهر رویم

نفس هایت که در مویم وزیده !



فقط یکبار اگر آهو بگردم

خرامم روی دشت سینهً تو


شود رام علفزار حــلاوت

حریص وحشـی دیرینهً تو



فقـــــــــط یکدم اگر درهم بپیـچیم

دو دور افتــاده از یک غم رسیده


دو هجران دیده در یک قد ستاده

دوتا دل داده در یک دل تــپیــده !!



♦♦♦ بانو بهار سعید ♦♦♦
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 19:06
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بیچاره چوب کبریت....

آتش از سرش شروع شد ولی بر جانش افتاد

مراقب افکارت باش...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 19:04
+5
امیر قلی زاده
امیر قلی زاده
امروز 12 ظهر استادم زنگ زده بهم

میگه زود باش بیا دانشگاه

میگم چرا چیزی شده؟ وسط ظهر , تابستون , کلاس که نداریم داریم؟

گفت حرف نباشه میگم بیا باید بگی چشم
مگرنه میوفتی تو درس من

گفتم شوخی میکنی استاد , من که ترم تابستون برنداشتم
بزار بیوفتم اشکالی نداره

گفت ترم تابستون برنداشتی ؛ ترم بعدیت که هست
6 تا درست با منه

گفتم اوه اوه چشم میام

حالا رفتم میگم اومدم استاد بفرمایید

گفت زدم سایت دانشگاهو ریختم بهم درستش کن

باز کردم دیدم نزده بهم کلا حذفش کرده

با هزار مصیبت اطلاعاتشو برگردوندم
گفتم حالا 6 تا درس که با شمام نمیوفتم که؟ نه؟

گفت چرا میوفتی

گفتم اگه بیوفتم مدرک دارم که سایتو خراب کردی
به رایس دانشگاه میگم

دیگه چیزی نگفت اینطوری نگام کرد فقط :|

هههههههههههه اینطوری از استاد آتو میگیرم من بهله  :D
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 19:02
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی آنچنان میرم تو خودم


که با بارش شدیدترین باران هم نمیام پایین !


معمولا تو اون دوره زمانی یک اثر هنری مینویسم !



♦♦♦ افشین احسن♦♦
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 19:01
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کافه را دیده ای !!!
.
کافه های بین راه را میگویم
بوی نم وجب به وجبش را گرفته
صندلی های تک نفره
چای جوشیده
کافی چی سرد و بی روح و بی رمق
روی بی انتــها تــریــن جادهای ایــن دنیا
در فضای معلق بدون هیچ پناهگاهی

"درست مثل دلم من"

همیشه تنها و نم کشیده
از اشکهایی که روزگار برایم رقم زده
.
.
.
درد دارد زندگی . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 18:57
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سه راه بیشتر نداری :با من باشی... با تو باشم... یا توافق کنیم که با هم باشیم!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 18:53
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چرا اعظم خانوم، اسم «زیزی گولو» به این آسونی رو ول میکرد جاش میگفت «آسی پولیکا»؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 18:52
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
"جهالت"
جهالت کاری کرد که پیرزن ايرانی گاو خود را بفروشد كه مشرف مکه شود !!!!
تا عرب از شتر به لامبورگينى و از چادر به برج رسد و مردم ما سعادت را 2 دستي به اعراب تقديم كنند که شايد سعادت خود در دنياي ديگر يابند !!!
آیا می دانید خدا كجاست؟
خدا در قلب مادری است كه براي مداواي فرزندش كلیه اش را می فروشد و در قلب كودكی است كه در همسایگی حاجی از فقر ناله می كند و حاجی در بین عربها به دنبال خدا می گردد
آخرین ویرایش توسط Edward-Marion در [1392/05/28 - 18:53]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 18:50
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
جانباز چند درصد است؟
او که در حادثه ی عشق
قلب و غرور خود را از دست داده است؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 18:49
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دکتر نگام کرد پرسید:
سر درد داری؟ -آره
شبا چشات می سوزه؟ -آره
بغض گلوتو میگیره؟ - آره
زیر چشاتم که گود افتاده..
پاشو..پاشو برو سراغ همون که باعثشه...از دست من کاری بر نمیاد..
(
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 18:09
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ