معذرت خواهی یعنی: اون رابطه بیشتر از غرورت برات ارزش داره . . . / .
در حضور خارها هم میشود یک یاس بود..
در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود
میشود حتی برای دیدن پروانه ها....
شیشه های مات یک متروکه را الماس بود.
دست در دست پرنده،بال در بال..نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود
کاش می شد حرفی از « کاش میشد» هم نبود....هر چه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود
* زمانی فرا می رسد که مجبور می شوید بگذارید کسی برود و دیگر با او ارتباطی نداشته باشید. اگر کسی شما را در زندگیش بخواهد راهی پیدا میکند تا شما را در آن بگنجاند. باید فراموشش کنید و این حقیقت را بپذیرید که آنگونه که شما دوستش داشتید، او نداشت و بگذارید به آرامی از زندگیتان برود. گاهی اوقات رفتن آسان تر از ماندن است. ما تا قبل از اینکه کسی را فراموش کنیم تصور میکنیم که کار سختی است. اما وقتی فراموش میکنیم به خود می گوییم که چرا زودتر ترکش نکردیم.
تو از منی و من از تو چرا که درد یکیست که آنچه با من و تو روزگار کرد یکیست عجیب نیست که من با تو نیز تنهایم که در مقابل آیینه زوج و فرد یکیست چه فرق می کند اکنون،بهار یا پاییز برای ما که کویریم سبز و زرد یکیست من و تو دشمن تقدیر یک دگر هستیم ولی چه سود، که تسلیم با نبرد یکیست دلم به دور تو سیاره ای است سرگردان که شیوه من و این چرخ هرزه گرد یکیست خدا یکی تو یکی پس از آستان غمت نمی روم که بدانندحرف مرد یکیست
هر چه کمتر شود فروغ حیات رنج را جان گداز تر بینی سوی مغرب چو رو کند خورشید سایه ها را درازتر بینی
* روابط مانند پرندگان هستند، اگر آنها را خیلی محکم نگهدارید، می میرند.
اگر خیلی سست نگهدارید، می پرند.
اما اگر آنها را با مراقبت و دقت نگهدارید،
برای همیشه کنارتان خواهند ماند.