یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خدا همین جاست ...!!!
خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند
خدا در دستان مردی است که نابینایی رااز خیابان رد می کتد
خدا در اتومبیل پسری است که,مادر پیرش را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد ،
خدا در دست پدر کارگریست که برای زندگی طفلش 24 ساعته کار میکند
خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو
, از انسانهای این دنیا فقط خاطراتشان باقی می ماند و یک عکس با روبان مشکی، از تولدت تا آن روبان مشکی ، چقدر خدا را دیدی ؟
!
خدا را هفت بار دور زدی یا
زیر باران کنارش قدم زدی
؟
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 21:18
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگر ایران بحز ویران سرا نیست
من این ویرانسرا را دوست دارم
اگر تاریخ ما افسانه رنگ است
من این افسانه ها را دوست دارم
نوای نای ما گر جانگداز است
من این نای و نوا را دوست دارم
اگر آب و هوایش دلنشین نیست
من این آب و هوا را دوست دارم
بشوق خار صحراهای خکشش
من این فرسوده پا را دوست دارم
من این دلکش زمین را می پرستم
من این روشن سما را دوست دارم
اگر بر من ز ایرانی رود زور
من این زور آزما را دوست دارم
اگر آلوده دامانید اگر پاک
من ای مردم شما را دوست دارم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 21:12
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز یكی از دوستامو دیدم بهش گفتم چرا عشقتو رها كردی گفت عشق؟

كدوم عشق این دنیا راز بقاست اگه تو اونو نخوری اون تورو میخوره:
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 20:50
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در تاکسی یا بسته نمیشه یا چنان بسته میشه که،
راننده تاکسی به عممون توی افق نیگا میکنه
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 20:33
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سکوت کـــن …

فــریادها راه به جایی نمــی برنــد

فقــط طبل رُسوائیت را می کوبــنــد
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 20:15
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نام آهنگ : ایرونی

ﻫﻴﭽﻜﻲ ﻣﺜﻞ اﻳﺮوﻧﻲ ﻧﻤﻴﺸﻪ
‫اﻳـﺮوﻧﻲ ﺳﺎﻗﻪ و ﺑﺮگ و رﻳﺸﻪ
‫ﺳـﺎﻗﻪ از رﻳـﺸﻪ ﺟﺪا ﻧﻤﻴﺸﻪ
‫روزﮔـﺎرﻣـﻮن ﭘـﺎﻳـﻴـﺰ ﻣﻴﺸﻪ
‫اﻣﺎ ﻫﻴﭽﻮﻗﺖ زﻣﺴﺘﻮن ﻧﻤﻴﺸﻪ
‫اﻳـﺮوﻧـﻲ ﺑـﺮ ﻗـﺮاره ﻫﻤﻴﺸﻪ
‫ﻫﻴﭽﻜﻲ ﻣﺜﻞ اﻳﺮوﻧﻲ ﻧﻤﻴﺸﻪ
‫ﻫﻴﭽﻜﻲ ﻣﺜﻞ اﻳﺮوﻧﻲ ﻧﻤﻴﺸﻪ

‫ﺑـﺎ ﺗـﻤﺎم ﺗﻼﺷﻲ ﻛﻪ ﻣﻴﺸﻪ
‫ﺳﺎﻗﻪ از رﻳﺸﻪ ﺟﺪا ﻧﻤﻴﺸﻪ
‫ﺑﺮﮔﻬﺎی ﺳﺒﺰﻣﻮن زرد ﻣﻴﺸﻪ
‫ﺑـﻬﺎرﻣﻮن زﻣـﺴـﺘﻮن ﻧﻤﻴﺸﻪ
‫اﻳـﺮوﻧـﻲ ﺑـﺮ ﻗـﺮاره ﻫﻤﻴﺸﻪ
‫ﻫﻴﭽﻜﻲ ﻣﺜﻞ اﻳﺮوﻧﻲ ﻧﻤﻴﺸﻪ
‫ﻫﻴﭽﻜﻰ ﻣﺜﻞ اﻳﺮوﻧﻲ ﻧﻤﻴﺸﻪ
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 19:57
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختر گفت :بشمار پسرک چشمانش را بست
و شروع کرد به شمردن :یک... دو... سه... چهار.....
دخترک رفت پنهان شود
آن طرفتر پسردیگری را دید که گرگم به هوا بازی میکند،
برّه شد و با گرگ رفت
پسرک قصه هنوز می شمارد...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 19:55
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به سلامتیه همه پسرایی که هزار تا خاطـــــــــــر خواه دارن
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ولی دلشون گیر منه
بعله ^-^
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 19:51
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 19:31
+3
AmiR
AmiR

به سلامتی همه مردای با معرفت
به سلامتی همه کسایی که برای عشقشون ارزش قائلن
به سلامتی کسایی که به دروغ نمیگن که دوستت دارن
به سلامتی کسایی که ناراحتی و دلتنگی دیگران براشون ارزش داره
به سلامتی همه ادامایی که بوی از ادمیت بردن
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 19:18
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ