یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
این روز ها اینگونه ام:
فرهاد واره ای که تیشه ی خود را گم کرده است!!!
آغاز انهدام چنین است:
اینگونه بود آغاز انقراض سلسه ی خوبان
یاران...!!!!
وقتی صدای حادثه خوابید بر سنگ گور من بنویسید:
یک جنگ جو که نجنگید اما شکست خورد!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:47
+2
roya
roya
در CARLO

اینجـا

 حَوالــی ِ بُغــــض های نشکستــه

 دیـوار به دیـوار ِ چَشمـانـی مُنتظـــر

 چیــزی شبیــه ِ بـــاران 

خیـــس کـرده سنـگ فـــرش های ِ سَجــاده ی دِلـــــــم را 

اینجــا 

کنــار ِ دلتنگـــــی های ِ همیشگــی

 چیــزی شبیـــه ِ مُــــــــروارید 

دانـه دانـه تسبیــــــح می گویـَد گونــه های بــــــــــی قـرارم را 

خدایــا اینجــا دخترکـ جــاده ی ِ احســـاس 

دلش سخــت مُعجِــــزه می خواهـد

 و تــ ــو انگـار مُعجِـــــزه هایت را گذاشتــه ای بـرای روزی که

 دِل مــ ــن با هیــــــچ معجِــزه ای زنــده نَشَـــوَد

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:45
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من خود خدایی بودم

تو را ساختم

چون به تماشایت نشستم

ویران شدم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:41
+2
saman
saman
در CARLO
واقعیتی درباره پسران :
ممکن است تمام روز سرو گوششان بجنبد ،
اما قبل از خواب ؛ همیشه به دختری که
واقعا دوستش دارند فکر میکنند !

واقعیتی درباره دختران:
ممکن است تعداد زیادی طرفدار داشته باشند ،
اما قلبشان ؛ فقط متعلق به یک نفر خاص است ... !!!
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/05/13 - 17:40]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:40
+2
roya
roya
در CARLO
6 دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:39
+2
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:37
+2
saman
saman
در CARLO
تو را دوست میدارم...
چه فرق مى کند که چرا؟!!
یا از چه وقت!
یا چطور شد که...!!
چه فرق می کند؟!
وقتی تو باید باور کنی... که نمی کنی!
و من باید فراموش کنم... که نمی کنم!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:31
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
صدام را نباید اعدام می کردید ! باید او را به حلبچه می بردید

و می گذاشتید نفس‌های عمیق بکشد.

نفس‌هایی عمیق، عمیق، نفس‌هایی به عمقِ

گورهای دسته‌ جمعی کردستان...

صدام را نباید اعدام می کردید ! باید او را به شلمچه می بردید

و می گفتید آن‌قدر گریه کند تا نخل‌های سوخته‌ ی خوزستان

دوباره سبز شوند...

صدام را نباید اعدام می کردید! باید او را به مادرانی می سپردید

که هنوز با هر صدای زنگی گمان می‌کنند فرزندانِ مفقودشان

به خانه برگشته‌اند...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:24
+2
saman
saman
در CARLO

زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر روانشناس میره ..


دکتر می پرسه : چه اتفاقی افتاده؟


خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم عصبانی و ناراحت میاد خونه


منو زیر مشت و لگد له می کنه و عصبانیتش رو سر من خالی می کنه !!!


دکتر گفت: خب دوای دردت پیش منه : هر وقت شوهرت عصبانی و ناراحت اومد خونه، یه فنجون چای


سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و این کار رو ادامه بده.


دو هفته بعد،اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت !!!


خانم گفت: دکتر، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم عصبانی و ناراحت اومد خونه، من شروع


کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت!!!


دکتر گفت: میبینی؟! اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا خود به خود حل میشن !

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:22
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

به خدا اون بیرون هیچ خبری نی


همه چی همینجاست ، تو خونمون ، تو همین خاک


سلامتی همه اونایی که تو همین خاک متولد شدن


واسه همین خاک جنگیدن و جزوِ همین خاک شدن


سلامتی شهیدا ، حاج حسینا ، تو دلی ها


سلامتی ناصر حجازی ها ، ایرج قادری ها


آقا مهدوی کیا ، علی آقا کریمی


سلامتی داداشیای تو زندون


دست فروشای تو میدون


سلامتی پدر مادرا


سلامتی دست تنگا


سلامتی درد دیده ها ، داغ دارا ، بیمارا
کیا با این اهنگ حال کردن؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:22
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ