یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خداوندا به ان شخصی که از حمام میاید بیرون و اب را در حالت دوش اب میگذارد شعوری عظیم عطا بفرما.
خداوندا ان مردم ازاری که کف دمپایی حمام را صابون میمالد به عذابی عظیم دچار فرما.

هم یخ زدم هم با کله خوردم زمین
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:34
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺍﺳﻤﺸﺎﻥ ﺏ ﺳﻨﮓ ﺩﻟﻲ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺍﺳﺖ
ﺯﻥ ﻫﺎ ﺏ ﺁﻫﻦ ﭘﺮﺳتی
ﻣﺮﺩﻫﺎ ﻭ ﺯﻥ ﻫﺎ؛ﻫﺮ 2 ﺍﻧﻜﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ،ﻫﺮ 2 ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻴﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﺯتنهایی ﻣﻲ ﻧﺎﻟﻨﺪ
ﺟﻤﻠﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺟﻤﻠﻪ ﻱ ﻓﺮﺍﺭ،ﺑﺸﻨﻮﻳﻢ،ﻓﺮﺍﺭﻣﻴﻜﻨﻴﻢ ﺍﻣﺎ
ﻫﺮ 2 ﺏ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻛﺴﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺗﻨﻬﺎﻳﺸﺎﻥ ﻧﮕﺬﺍﺭﺩ
ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺗﺎ ﻣﺎﻧﻜﻦ ﻣﻴﺒﻴﻨﻨﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻴﮕﺬﺍﺭﻧد
ﺯﻥ ﻫﺎ ﺗﺎ ﺷﺎﻫﺰﺍﺩﻩ ﺍﻱ ﺳﻮﺍﺭ BMW
ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﻳﻤﺎﻥ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺑﻲ ﻫﺴﺘﻴﻢ
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:32
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آغوشی باش و مرا به اندازه تمام اشتباهاتم بغل كن،

بدون آنكه حرفی میانمان رد و بدل شده باشد،

فقط نگاه باشد ونفس،

زندگی انقدر ها دوام نمی آورد،

همین حالا هم دیر است
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:20
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
می خواهم

آنقدر از دوست داشتنت بنویسم

تا تمام مردم زمین،

به دنبال تو...

تاریخ را

تا پایان دنیا ورق بزنند...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:17
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
باور کن من
از معجزه ی آن لبها میترسم

میترسم مرا ببوسی

و دیگر خدا را

بنده نباشم... !!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:16
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
با خودم می گویم شاید ...

شاید هنوز وقتش نرسیده!!!
کسی چه میداند...!
شاید هنوز راه رسیدن را پیدا نکرده!!!
اما حسی به من می گوید بالاخره پیدا می کند...
و تا آن روز فقط از من یک چیز می خواهد ...
باشد ای اتفاق ! ...
گرچه کمی پیرتر شده ام
با اینکه دیگر مثل آنوقت ها عجیب نیستم
اما خیالت راحت باشد...
من صبورم...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:14
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تعویض یا تبدیل نمی خواهم ... دلم " تغـییر " می خواهد !
تغییری که درونم را دگرگون کند...
روشن کند...
امیدوار کند...
چیزی که ابدی باشد و برای یک بار هم که شده
بیشتر از " یک لحظه " دوام داشته باشد !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:11
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زن دوسـت دآرَد عـِشـقَـش ،

از پـُشـت دَسـتـآنـش را دور بَــدنَــش حـَـلــقــه کُـنـد،گــردنَــش را بــبـوسـَـد،

چَـشـمـآنـَش خــُـمـآر مـیـشَـود .

به آرآمـی گــوشــه ی لَـــبــش را گـــآز مـیـگـیـرَد . . .

صـدآیـَـش مـیـلـَـرزَد، زیـر ِ لَــب مـیـگـویـَد دوسـتـَتــــــــ دآرَمـــــــــ !

زَن مـیـدآنَـد کــه وجـودَش بــآ عِـشـق کـآمـل تَـر مـیـشَـوَد . . .

و بــآ بــوســه ای عـآشـقـآنــه بــه اوج ِ آرامـِـش مـیـرسَـد . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:08
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به سلامتی اون رفیقی که یه روز میاد سر خاکم اما نمی تونم جلو پاش پاشم … اما خیالم راحته که خاک زیر پاشم !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 12:47
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

در آغوشم بودی! قطره اشکی بر گونه ات لغزید خواستم با انگشتانم آن قطره اشک را پاک کنم اما...! اما، آن قطره اشک برای انگشتانم آشنا بود ... آشنا بود...؟ یادم آمد....! آن هنگام که خداوند تو را می آفرید خاک تو را با اشکهای من سرشت، راستی به گونه های خیس من نگاه کن، اشکهای من برای انگشتان تو آشنا نیست!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 12:23
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ