یافتن پست: #را

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
عاقا این اردلان توی مادرانه کلن با آیفون مشکل داره دیشبم میخواست جواب بده هی میزد نمیشد خو عزیز من یه گوشی بدید دست این باهاش راحت باشه...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 17:26
+5
saman
saman
در CARLO

تو کافی شاپ نشسته بودم که یهو باد شکم اومد سراغم!!


دیدم صدای موسیقی بلنده گفتم باهاش هم ریتم بیرون بدم کسی نفمه.


چند ثانیه بعد دیدم همه دارن منو به هم نشون می دن!


بعد یادم اومد که موسیقی رو دارم با هندزفری گوش می دم!!!


(خاطرات غضنفر)

دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 17:26
+5
alifabregas
alifabregas
دل من همانند اتوبوس های شهر شده ! غصه ها سوار میشوند فشرده به روی هم و من راننده ام که فریاد میزنم : دیگر سوار نشوید !!! جا نیست … .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 17:23
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
شب کهـ میشود نبودن هایت را زیر بالشم میگذارم، و شجاعتم را زیر سوال میـــــبرم! ...دوام می آورم تا فـــــــــــــردا؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 17:03
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
پسر: عزیزم عاشقتم.... دختر: آره عشقت خیلی قشنگه ؛ اما دستتو از اونجا بردار! پسر: جان من حال گیری نکن خودتم خوشت میاد پس گیر نده دیگه!!! دختر: نه, ما تازه دو هفته س که با هم دوست شدیم!!! پسر: تو دوسم نداری وگرنه این کارارو نمیکردی.... دختر: رو مخم نرو دیگه....من دوست دارم و کم کم دارم عاشقت میشم!!! اما عشق قلبارو باز میکنه نه پاهارو....
{-33-} این عین واقعیته ، خودمم باهاش مشکل دارم {-33-}
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 16:58
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi

یک روز من سکوت خواهم کرد ، تو آن روز ، برای اولین بار ، مفهوم " دیر شدن " را خواهی فهمید ...!!

دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 16:55
+3
Tiam Mohseni
Tiam Mohseni
4 دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 16:49
+7
saman
saman
در CARLO
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/26 - 15:49]
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 15:45
+4
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
10 دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 15:08
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

شاید فراموشت شدم شاید دلت تنگه برامشاید بیداری مثل من به فکر اون خاطره هامشاید تو هم شب که میشه میری به سمت جاده هابگو تو هم خسته شدی مثل من از فاصله هابا هر قدم برداشتنت فاصله بین مون نشستلحظه ای که بستی در و شنیدی قلب من شکست؟یادت بیاد که من کی ام همون که میمیره براتهمونی که دل نداره برگی بیفته سر راهتنمیتونم دورت کنم لحظه ای از تو رویاهامتو مثل خالکوبی شدی تو تک تک خاطره هامازکی داری تو دور میشی ؟! از من که میمیرم براتاز منی که دل ندارم برگی بیفته سر راهتبگو من از کی بگیرم حتی یه بار سراغ تودارم حسودی میکنم به آیینه اتاق توکاش جای اون آیینه بودم هر روز تورو می دیدمت اگر که بالشت بودم هر لحظه میبوسیدمت

دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 14:59
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ