یافتن پست: #را

sepideh
sepideh
موضوع انشاء :
نوروز خود را چگونه گذراندید ؟

فرزند کارمند شرکت نفت :
ما رفتیم سوئیس بابا خرج کرد ما خوردیم و خندیدیم

فرزند کارمندبانک :
مارفتیم دبی بابا خرج کرد ما خوردیم و خندیدیم

فرزند کارگر :
ما هیچ جا نرفتیم شرکت به ما سبد کالا نخود و لوبیا داد
بابا خورد گوزید ما خندیدیم=))
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:50
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من
خیلی سخت دوستش داشتم
او خیلی راحت نمی فهمید
به همین سادگی.....!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:48
+6
sepideh
sepideh
قويترين آدم جهان *دختر ايرانيه*...!!که با وجود تجاوز فردي و گروهي و اسيد پاشي و گشت ارشاد...!!و مزاحمهاى خيابوني و...!!زور گيري و...!!قتل و هزار خطر ديگه...!!... هنوزم تو اين مملکت درس ميخونه...!!ورزش ميکنه...!!رانندگى ميکنه...!!کار ميکنه...!!عاشق ميشه...!!اعتماد ميکنه...!!مادر ميشه...!!و به بچش ياد ميده...!!* آدم* باشه...!
6 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:47
+4
-1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو حرفت را بزن ....!
چه کار داری که باران نمی بارد ...؟!!!
اینجا سالهاست که دیگر به قصه های هم گوش نمی کنند
دست خودشان نیست .....
به شرط چاقو به دنیا آمده اند
و تا پیراهنت را سیاه نبینند
باور نمی کنند چیزی از دست داده باشی ....!!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:45
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سلامتی اونایی که پستاشون لایک نمییخوره
سلامتی اونایی که کسی پروفایلشون رو محل نمیذاره
سلامتی اونایی که حتی "Poke" هم نمیخورن
سلامتی اونایی که سالی یه فرند ریکوئست هم ندارن
سلامتی اونایی که واقعی بودن ولی شرایط مجازیشون کرد
...سلامتی فرندای مجازی که اشکای تنهاییتو نمیبینن .....
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:42
+4
امید
امید
دستم را قلم میکنم و قلمم را از دست نمیگذارم
چشمهایم را کور می کنم
گوشهایم را کر می کنم
پاهایم را میشکنم
انگشتهایم را بند بند می برم
و لبم را می روزم...
اما قلمم را به بیگتنه نمیدهم
علی سریعتی
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:39
+2
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
سلام عزیزانم
{-41-}{-35-}
یک سبد عشق هدیه به شما که دلتان را به دلم گره زده ام
دست بردار گره اش کور است باز نمیشود
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:30
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اسمش را میگذارم؛ دوست مجازی
اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته
خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد
وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش
نگرانش میشوم
دلتنگش میشوم
وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست یاد میشود
مطمئن میشوم که حقیقی ست
هرچند کنار هم نباشیم هرچند هم راندیده باشیم،
من برایت سلامتی و شادی آرزو دارم
هرکجا که باشی...
.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:27
+3
سحر
سحر
هیچوقت با شنیدنِ یه جمله در مورد کسی قضاوت نکن. برای هممون پیش اومده که گاهی حرفهایی زدیم که برخلاف اعتقادات یا تفکراتمون بوده.
بهش مهلت بده بذار خودش رو ثابت کنه بهت. اونی که داری در موردش قضاوت میکنی دیوار نیست، یه آدمه که دل داره و دوست نداره در موردش اشتباه قضاوت بشه.
یه لحظه خودت رو بذار جای اون، اونوقت میفهمی منظورم چیه!
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 14:48
+13
saeed
saeed
تا حالا به این فکر کردین ؟
چرا سیصد تومن ، سی تا صد تومنی نمیشه
ولی هشتصد تومن ، هشت تا صد تومنی میشه !؟
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 14:45
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ