یافتن پست: #را

payam65
payam65
در يک روز خزان پاييزي پرستويي را در حال مهاجرت ديدم به او گفتم:
چون به دياريارم ميروي به او بگو دوستش دارم
ومنتظرش مي مانم. بهار سال بعد پرستو نفس نفس زنان آمد و گفت:
دوستش بدار ولي منتظرش نمان
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 12:24
+1
ramin
ramin
خیلـی وقتهـــا ،...

خیــلی دیــر آدمهـــای اطــرافــتــ را مـی شنــاسـی ...

آنــوقــت تــازه یــاد مــی گیـــریــ بــه خیلـــی هــا بگــویــی ...

لطفــ ـــا جلـــوتــ ـر نیــ ــا...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 12:20
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تمام خنده هایم را نذر کرده ام

تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا

عطر دستهایت ، دلتنگی ام را به باد می سپارد . . .
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 12:18
+6
مهراوه
مهراوه
عزیزکم سفر بخیر
سلامتت برای من سعادت است
به هر کجا که رفته ای سفر بخیر
من از عبور جاده های انتظار
گذشته ام به افتخار
تو را به مهربان مهربان سپرده ام
تو را به خالق زمان سپرده ام
تو را به حق سپرده ام
سفر بخیر
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 12:17
+3
ramin
ramin
بنده ای خدا را گفت : اگر سرنوشت مرا تو نوشته ای پس چرا دعا كنم؟...

خدا گفت: شاید نوشته باشم هرچه بنده ام دعا كند....
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 12:16
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چه رنجی است لذتها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است “تنها خوشبخت بودن!” در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 12:15
+3
مهراوه
مهراوه
چه بگویم که دل افسردگیت
از میان برخیزد؟



نفس گرم گوزن کوهی

چه تواند کردن؟

سردی برف شبانگاهان را

که پر افشانده به دشت و دامن؟
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 12:14
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم
و به اندازه هر برق نگاهت نگران
تو به اندازه تنهایی من شاد بمان
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 12:11
+5
payam65
payam65
اين ابرها عقيم اند باران نخواهد آمد

دريا مپيچ بر خود توفان نخواهد آمد

ديشب پدر دوباره بي نان به خانه بر گشت

جايي كه سفره خالي ست ايمان نخواهد آمد
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 12:08
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نقاش نیستم...!

ولی تمام لحظه های بی تو بودن را "درد" میکشم..
دیدگاه  •   •   •  1391/01/14 - 12:08
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ