یافتن پست: #را

payam65
payam65
هم دیگر را یافتیم


جایی که قرار گذاشته بودیم


اما نه در زمان موعود


من بیست سال


زود آمدم و منتظر ماندم


وتو بیست سال دیر آمدی

من در انتظار تو پیر شدم


تو اما جوان ماندی


به خاطر کسی که


چشم براهش گذاشته بودی!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 21:21
payam65
payam65
مدت زیادی از زمان ازدواجشان می‌گذشت و طبق معمول زندگی فراز و نشیب‌های خاص خودش را داشت.
یک روز زن که از ساعت‌های زیاد کار شوهر عصبانی بود و همه چیز را از هم پاشیده می‌دید، زبان به شکایت گشود و باعث ناامیدی شوهرش شد. مرد پس از یک هفته سکوت همسرش، با کاغذ و قلمی‌در دست به طرف او رفت و پیشنهاد کرد هر آنچه را که باعث آزارشان می‌شود را بنویسید و در مورد آن‌ها بحث و تبادل نظر کنند.

زن که گله‌های بسیاری داشت بدون اینکه سرخود را بلند کند، شروع کرد به نوشتن.
مرد پس از نگاهی عمیق و طولانی به همسر، نوشتن را آغاز کرد.
یک ربع بعد با نگاهی به یکدیگر کاغذ‌ها را رد وبدل کردند. مرد به زن عصبانی و کاغذ لبریز از شکایت خیره ماند…
اما زن با دیدن کاغذ شوهر، خجالت زده شد و به سرعت کاغذ خود را پاره کرد.
شوهرش در هر دو صفحه این جمله را تکرار کرده بود: ”دوستت دارم عزیزم”
دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 20:40
payam65
payam65
زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم

نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود.

زيبــــــاترين سخني که شنيدم

سکوت دوست داشتني توبود.

زيبــــــــــاترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود.

زيــــــــباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود.

زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود.

زيبــــــاترين هديه عمرم محبت توبود .

زيباترين تنهاييم گريه براي توبود .

زيباترين اعترافم عشق توبود .
دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 20:30
+1
payam65
payam65
سعي كن تنها باشي:

زيرا تنها بدنيا آمده اي و تنها از دنيا خواهي رفت.

بگذار عظمت عشق را درك نكني:

زيرا آنقدر عظيم است كه تو را نابود خواهد كرد.

بگذار خانه ي عشقت خالي از وجود باشد:

زيرا اگر عشقي در آن منزل كند

به ويرانه هاي آن هم رحم نخواهد كرد.

اما اگر عاشق شدي:

سعي كن تنها يك نفر را دوست داشته باشي
دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 20:27
nahid
nahid
چه تلخ محاكمه مي شوند پاييز و زمستان كه براي جان دادن به درخت ، جان مي دهند و چه نا عادلانه كمي آنطرف تر همه چيز به اسم بهار تمام ميشود. جاودانه باد سايه دوستاني كه شادي را علتند نه شريك، و غم را شريكند نه دليل.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 20:05
+6
peyman
peyman
.

آهای سیزدتون بدر

دشمناتون در به در

رفقاتون گل به سر

گرفتاریاتون زود بدر

خوشیهاتون هزار برابر{-45-}{-45-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 20:03
+2
peyman
peyman
تا حالا به این فکر کردین ؟

چرا سیصد تومن ، سی تا صد تومنی نمیشه

ولی هشتصد تومن ، هشت تا صد تومنی میشه !؟{-2-}
آخرین ویرایش توسط peyman در [1391/01/13 - 20:00]
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 20:00
+3
payam65
payam65
آمـدی، جـانـم بـه قـربـانـت ولــی حـالا چـرا بی وفـا حـالا کــه من افـتــاده ام از پـا چـرا

نوشـدارویی و بعـد از مرگ سهـراب آمدی سنگدل این زودتر می خــواستی، حالا چـرا

عـمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهـمـان توام، فـردا چـرا

نـازنـیـنا مـا بـه نـاز تـو جـوانـــی داده ایــم دیگـر اکنون با جوانان ناز کـن، بـا مـا چـرا

وه کـه بـا ایـن عـمرهـای کـوتـه بی اعـتبار این همه غافل شدن از چون منی شیدا چـرا

شورفرهادم به پرسش سر بزیر افکنده بود ای لـب شـیـرین جـواب تـلخ سربالا چـــرا

ای شب هجران که یکدم در تو چشم من نخفت این قدر با بخت خواب آلود من، لالا چـرا

آسمان چـون جمع مشتاقان پریشان می کند در شگـفـتم من نمی پاشد ز هـم دنــیـا چـرا

در خـزان هـجر گـل ای بلبل طبع حــزین خامُـشی شـرط وفـاداری بـود، غـوغـا چـرا

شهـریارا بی حبـیب خود نمی کردی سفر این سفـر راه قـیامت می روی، تـنهـا چـرا
دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 19:58
peyman
peyman
دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 19:53
+1
peyman
peyman
دیدگاه  •   •   •  1391/01/13 - 19:50
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ