یافتن پست: #را

ronak
ronak
از سالها
تقویم می ماند
از تن من ذره ذره خاکهایی
که تورا پرستیدند....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 00:40
+2
مهسا
مهسا
فراموش شده ام...




مثل سیب هاى باغ...




تنها زمانى من رابه یاد خواهى آورد...


که دستى غریب براى چیدن من بلند شده باشد…
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 00:35
+5
ronak
ronak
مسواکت را برداشتی
حوله و لباس هایت را
همه را برداشتی
جز من
چمدانت را بستی
دستگیره را در مشت کردی
و پرسیدی
چیزی جا نگذاشته ام؟
چرا
غمِ رفتنت را جا گذاشته ای...................
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 00:34
+3
mohamad
mohamad
گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم
گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند
گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 00:33
+5
ronak
ronak
انگار که سالهاست رفته اي....
از تابستان بگو از بهاري که رفتي...
تا من هم از زمستاني برايت بگويم.....
که نشست بر موهايم و نرفت.....!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 00:30
+3
مهسا
مهسا
ضمن عرض تبریک سال جدید
باید خدمت شما عرض کنم که
بنده امسال قصد ازدواج ندارم.
لطفا سبزه ها را به نیت یکی دیگه گره بزنید{-2-}{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 00:25
+5
reza
reza
هوا ابری است ...شاید باران ببارد
بوی خوش باران ذره ای از بوی مهربانی توست و زلالی قطراتش یادآور صداقت کلام توست ...
باران را دوست دارم چراکه تو را نیاز دارم..
هوا ابری است .....چرا باران نمیبارد!!!
چه سکوتی اینجاست...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 00:22
+5
-1
ronak
ronak
دنــیای دسـت ها
دنیــای بی وفــایی ســت!
امــروز دســت هـایــت را می گــیرنـد ...
قـصـه ی عـادت که شدی،
هـمـان دسـت هـا را بـرایـت تــکـــان می دهـند..................
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 00:20
+4
مهسا
مهسا
قسم به اون پسری که عشقش جلوی چشمش اُتو زد و رفت خونه
با صدایی خواب آلود زنگ زد گفت ببخشید عشقم خواب بودم گوشی رو سایلنت بود...
قسم به اون دختری که با وعده ازدواج بکارتشو از دست داد
و عکس عشقشو تو گوشی رفیق فابریکش دید ...
قسم به اون پسری که با عشقش تو فیس بوک ریلیشن زد
اما فرداش همون برادرای فیسبوکیش رفتن تو خط طرف ....
قسم به اون دختری که هنوز تنهاست چون نتونسته فراموش کنه ...
و قسم به اون جفتی که اولین شب بعد از طلاق رو دارن تنهایی
با چشم خیس تو اتاق تاریک و خالی از هم سحر میکنند ...
اینجا زمین است ، مطمئن باش که یک روز دوباره همدیگر رو مبینیم ...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 00:19
+3
ronak
ronak
گاهی بــه خـــاطـرش
مـــانـدن را تـحـمــل کن....
رفتن از دست "همـــه" برمی آید .....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 00:16
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ