یافتن پست: #را

مهسا
مهسا
چه راحت میشه یه پادگان رو خوشحال کرد !!
{-54-}{-11-}
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:57
+3
ronak
ronak
بی تو دلم می‌گیرد
و با خودم می‌گویم
کاش آن یک بار که دیدمت
گفته بودم
که بی تو گاه دلم می‌گیرد
که بی تو گاه زندگی سخت می‌شود
که بی تو گاه هوای بودنت دیوانه‌ام می‌کند
اما نمی‌گفتم
که این «گاه» ها
گهگاه
تمامِ روز و شب من می‌شوند
آن وقت بغض راه گلویم را می‌گیرد
درست مثل همین روزها!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:57
+2
ronak
ronak
کاش می شد چشمها به پیشواز نگاه مهربانی برود
چشمه چشمانم خشکیده
دیدگان پرطراوتم پژمرده شده
کاش از انتظار رهایی یابم ......
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:54
+2
maryam
maryam
من اینجام جایی که وقت رفتنت ایستاده بودی و مرا نگاه میکردی آمده ام اینجا تا ببینم از اینجا چه گونه بودم که اشکهایم را ندیدی..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:51
+3
مهسا
مهسا
@Amir فــرداهـایــی کـه هیــچ وقـت نمیـرسند هم خوبــی است

بـرای بـودن،

بـرای بهتـر داشتـن،

بـرای یـک نفـس راحـت کشیـدن،


...{-35-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:48
+4
maryam
maryam
گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زیر باران باید رفت رفتم ولی... او نه چشم های خیس و شسته ام را ،نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه ی باران زده
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:47
+3
ronak
ronak
وقتی بیایی،
هرگز رهایت نمی کنم.
وقتی بیایی،
آنقدر گریه می کنم،
تا سیل اشکم، راه رفتنت را ببندد.
وقتی بیایی،
دیگر نمی گذارم، از پیشم بروی.
وقتی بیایی،
می دانم، که پیشم می مانی.
و تو می آیی،
حتماً می آیی.
و من از زلال محبتت،
خواهم نوشید،
و در سایه سار عشق تو،
به آرامش خواهم رسید......
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:46
+2
Alireza
Alireza
یه روز یه آقای با سوادی میره خونه [!]. [!] واسش مرغ میکشه .
اقا باسواده میگه زحمت کشیدین حالا یه نون پنیری دور هم میخوردیم چرا زحمت کشیدید؟
[!] میگه اشکالی نداره 4 تاشو سگ خورده یکیشم شما بخور چی میشه مگه؟{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}
آخرین ویرایش توسط Belondy در [1390/12/27 - 16:46]
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:46
+4
مهسا
مهسا
@sin_sin خورشید را باور دارم
حتی اگر نتابد
به عشق ایمان دارم
حتی اگر آن را حس نکنم
به خدا ایمان دارم
حتی اگر سکوت کرده باشد...
{-35-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:44
+4
maryam
maryam
بـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد ... بـرای دستـی کـه نـگـرفـتم بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم بـرای بـوسـه ای کـه نـبــود بـرای دوسـتـت دارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــد بــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت مــرا بـبـخـش ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:44
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ