یافتن پست: #را

benyamin
benyamin
چنين گفت زرتشت:
" كه سوزانيد بدي را درآتش ، تا ز آتش برون آيد نيكي"
پس تو نيز چنين كن.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:42
+6
benyamin
benyamin
سرخ میشوی، وقتی میشنوی: دوستت دارم
زرد میشوم، وقتی میشنوم: دوستش داری
چهارشنبه سوری راه انداختیم سرخی تو از من ، زردی من از تو همیشه من میسوزم و همیشه تو میپری . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:37
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
براي شكستن من يه اخم كافيه
نيازي به فريادت نيست
واسه اشك ريختنم سكوت تو كافيه …
نيازي به قهر نيست
براي مردنم حرف رفتنت كافيه …
نيازي به انجامش نيست
{-31-}
آخرین ویرایش توسط sin_sin در [1390/12/23 - 16:30]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:28
+9
ronak
ronak
بمناسبت چهار شنبه سوری ?غزیز نمیدانم چرا وقتی تورا میبینم قلبم مثل ۷ ترقه میزنه وقتی بغل میکنم مثل فش فشه مشم ولی وقتی اسبانی مشم مثل ترقه منفجر میشم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:26
+5
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه
میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش،
اما بچه اش خجالت میکشه
به دوستاش بگه که این پدرمه ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:23
+4
ronak
ronak
قبل از پریدن از روی آتش به موارد زیر توجه کنید:
۱ - سایز خشتک
۲ - زاویه پرش
۳ - استفاده از شورت مامان دوز در زیر شلوار
۴ - دوری از هر گونه هیجان و جو زدگی علی الخصوص جلوی دخترا
۵ - فاصله مناسب تا شعله های آتش در هنگام پرش
۶ - توکل به خدا
آبروی شما آبروی ماست …. ستاد پیشگیری از حوادث غیر مترقبه !{-11-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:20
+7
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
توانا ترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند!
شاید سکوتی تلخ گویای دوست داشتنی شیرین باشد.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:19
+7
ronak
ronak
تبریک غضنفر:
سالی پر از توام و سرشار از آکنده برایتان مملو از لبریزم!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:17
+4
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
به سلامتی* اون پسری که وقتی* تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته
بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی*
انگشت کوچیکهٔ عشقم هم نیستی ...
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:10
+5
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
خبر مرگ....


چه كسي خواهد ديد مردنم را بي تو؟

بي تو مردم،‌مردم!


گاه مي انديشم خبر مرگ مرا با تو چه كسي ميگويد؟


آن زمان كه خبر مرگ مرا مي شنوي

روي تو كاشكي مي ديدم!


شانه زدنت را بي قيد

و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد!

و تكان دادن سر را

كه عجيب! عاقبت مرد؟


افسوس...

كاشكي مي ديدم

من به خود مي گويم

چه كسي باور كرد جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاكستر كرد!!!
حميد مصدق
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:00
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ