یافتن پست: #را

حمید
حمید
چه قشنگ بود به جای بای بگید فعلا {-6-} بای برای اون موقعه ای هستش که تا چند روز و ماه همدیگه رو نبیند{-17-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 22:08
+3
حمید
حمید
بسم الله الرحمن الرحیم
* الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ * و خداوند مرگ و زندگانی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامیک نیکوکارترید و اوست ارجمند و آمرزنده (سوره ملک آیه 2)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 21:58
+4
حمید
حمید
در كف مردانگي شمشير مي بايد گرفت.
حق خود را از دهان شير مي بايد گرفت
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 21:26
+3
ronak
ronak
وقتی کسی کنار شماست که تمام زندگیش شما هستید
وقتی که همیشه شما در اوج هستید و او تماشاگر این اوج
وقتی که تحمل دیدن ناراحتی شما را ندارد
و هدیه او برای شما لبخندی از سر رضایت باشد
آن زمان است که می فهمید کسی هست که شما را دوست می دارد
به هر شکل و با هر فکر و عقیده ای
اگر اینچنین کسی در زندگیتان دارید به او احترام بگذارید و دوستش داشته باشید

این روزها تمام آدم ها گرسنه اند برای بلعیدن خوشی دیگران
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 20:32
+7
امیرحسین
امیرحسین
کیـا بچـه بـودن ازین کـارا میکـردن ؟
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 20:24
+5
سحر
سحر
وقتی می‌خوای به یکی ثابت کنی که یه چیزی خرابه و کار نمی‌کنه
دقیقا همون لحظه شروع می‌کنه به کار کردن!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 20:19
+6
mitra
mitra
99.9% مردم ایران
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 20:14
+6
mitra
mitra
ﺗﻮ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﻧﺸﺴﺘَﻢ ﯾﻪ ﭼَﻦ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪِ ﺍﯾﻨﮑﻪ
ﺭﺍﻩ ﺍُﻓﺘﺎﺩ ﺣﺪﻭﺩﺍَ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺑﺎ100ﺗﺎ ﻣﯿﺮﻓﺘﯿﻢ،
ﯾﻪ ﺩَﻓﻪ ﻓَﻬﻤﯿﺪﻡ ﺩَﺭﻭ ﺧﻮﺏ ﻧﺒﺴﺘَﻢ، ﺩَﺭﻭ
ﺑﺎﺯﮐَﺮﺩﻡ ﺑَﺴﺘﻢ،
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﮐﻪ ﯾﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩِ ﻋﯿﻨﮑﯽِ ﺑﻮﺩ،
ﺧﯿﻠﯽ ﺁﺭﻭﻡ ﺳَﺮﺷﻮ ﺑﺮﮔﺮﺩﻭﻧﺪ ﻋﻘﺒﻮ ﻧﯿﮕﺎ ﮐﺮﺩ
ﺑﺎ ﯾﻪ ﻟَﺤﻦِ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎﺣﺎﻟﯽ ﮔُﻔﺖ:
"ﮐَﺴﯽ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷُﺪ؟؟"
ﻳﻌﻨﻰ ﺗﺮﮐﯿﺪﻡ ﺍﺯ ﺧﻨﺪه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 20:12
+8
parham
parham
این است زن ایرانی ایول!!!!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 19:57
+4
aB'Bas S
aB'Bas S
عکس هایی از یک دختر خانم ایرانی در جاهای مختلف {-33-}
17 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 19:51
+11

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ