poria
[!] داشته تو خیابون راه میرفته یه پوست موز رو زمین میبینه میگه مثل اینکه من شانس ندارم باید بخورم زمین...!
vahid lahiji
زن قداست دارد،
براى با او بودن باید "مرد" بود !
نه نر ... !
vahid lahiji
از مرگ نمی ترسم
من فقط نگرانم
که در شلوغی آن دنیا
مادرم را پیدا نکنم ...
vahid lahiji
گاهی ... ،
آری ، گاهی هزار وبلاگ هم که عوض کنی و به هزار نام مستعار هم که بنویسی ، باز هم سنگینی حرفهایی را در دلت حس خواهی کرد، حرفهایی که نه می توانی به کسی بگویی و نه اینکه آنرا بنویسی ...
به قول گیله مرد : گفته ها ، قطره ای از دریای نگفته هاست ...
نمیدانم شاید باید چاهی پیدا کرد ...
ebrahim
پس از مرگ از شخصي پرسيدند :
جواني خود را چگونه گذراندي ؟
ندايي از عرش برآمد که :
بدبخت ايرانيه ،
ولش کنين ،
برين سراغ سوال بعدي..
ebrahim
هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن
اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛
زيرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...
poria
چرا خانمها نمی توانند نقشه بخوانند/ .....
برای اینکه فقط ذهن مرد هستش که میتونه تجسم و درک کنه که یک کیلومتر با یک سانتی متر نشون داده شده
poria
خانمها مثل رادیو هستند.....
هر چی میخوان میگن ولی هر چی بگی نمی شنوند
poria
یه بار دیگه به همون [!] می گن نظرت راجب خدا چیه؟
می گه: خدا خوبه ! مهربونه !بزرگه !خالق جهانه ! ......ابوالفضل نگه دارش باشه.
poria
[!] میره جبهه ولی فرداش بر میگرده !
میگن چرا برگشتی؟
میگه پدر سوخته ها به قصد کشت تفنگ بازی میکردن!