sasan pool
می رسد روزي كه بي من روزها را سر كني
مي رسد روزي كه مرگ را باور كني
مي رسد روزی كه تنها در كنار قبر من
شعر هاي كهنه ام رامو به مو از بر كني
sasan pool
هر چه اکنون را رنگ می زنم
به رنگ لحظه دیدار تو در نمی آید
بیقرارم… بیقرار دیدنت…
sasan pool
ما دو تن مغرور
هر دو از هم دور
وای در من تاب دوری نیست
ای خیالت خاطر من را نوازشبار
بیش از این در من صبوری نیست
بی تو من تنهای تنهایم
من به دیدار تو می آیم
(حمید مصدق)
sasan pool
در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان ِ قیل وقال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را
برای این همه ناباور ِ خیال پرست؟!!
sasan pool
باران که بیاید...
به رسم شما خیس می شوم
به رسم شما می خندم
و هر چه آسمان داشته باشید
به رسم شما نگاه میکنم ...
اما به من بگویید
ابر باران زا کجاست ؟؟؟
هوای دلم بارانی ست ...!
sasan pool
پیش فرض پاسخ : حالتو با شعر وصف کن
از دستهایمان بیرون رفتهایم
از چشمهایمان
و همهچیزِ این خاك را كاویدهایم:
ــ ما بههمراهِ آب و باد و خاك و آتش
تبعیدِ این سیاره شدهایم
و اینجا
زیباترین جا
برای تنهایيست.
كسی در من همهچیز را خواب میبیند.