ronak
راستـش را بگو
نکند تو همان “این نیـز” هستی
که همیشه می گذری . . . ؟
ronak
دلم را که مرور میکنم
تمام آن از آن توست
فقط نقطه ای از آن خودم…
روی آن نقطه هم
میخ میکوبم…
و قاب عکس تو را می اویزم…
ronak
دیرگاهیست
بالهایمان را آویخته ایم به جالباسی
عادت کرده ایم به زمین
زمین جای گرم و نرمیست
چه خیال اگر چشمهایمان را خواب
چه خیال اگر دلهایمان را آب برده است!
ronak
شب قراریست
که ستاره ها برای بوسیدن ماه می گذارند
و چه زیباست شرم زمین
که خودش را به خواب می زند . . .
ronak
تو همه جا هستی
و دائما تو را
copy
و در پیش چشمانم
Paste
میکنم…