رضا
گرچه عمریست غریبانه فراموش توام
باز مشتاق تو و گرمی آغوش توام
باورم نیست که بیگانه شدی با من و من
همچو یک خاطره کهنه فراموش توام
شانه بر زلف سیاهت چو زنی یاد من آر
که چنان زلف تو آویخته بر دوش توام
نیستی تا که بگویم به تو ای مایه ناز
تشنه بوسه ای از آن دو لب نوش توام
حسرتی گر به دلم هست همان دیدن توست
من پرستوی خزان دیده و خاموش توام
Mohammad Mahdi
عاشق شوید ٬قهر کنید ٬لاغر می شوید ٬صد در صد طبیعی!بدون عوارض!همراه با درد و خماری
Mohammad Mahdi
[!] زنش حامله بوده، مي برنش سونوگرافي... دکتر ميگه: پسره ! [!] مي گه: بپرس اسمش چيه
رضا
و عشق از زبان دکتر علی شریعتی...
رضا
مثل شعري ناب مي خوانم تو را در كنار جويباري از غرل با سرود آب مي خوانم تو را شب به قصد كوچه بيرون مي روي در شب مهتاب مي خوانم تو را خستگي را مي تكانم از تنت با زبان خواب مي خوانم تو را با لباني كه عطش بو سيده است با صداي آب مي خوانم تو را عكس خاموشم كه تا پايان عمر با دلي بي تاب مي خوانم تو را

1390/11/11 - 12:49