حمید
به دوستم با عصبانیت زنگ زدم میگم : آخه، گاو، الاغ، یابو، بُز. میگه : با منی؟!!! میگم: پـَـ نـَـ پـَـ خواستم بپرسم اینهمه حیوون چرا شیر سلطان جنگل ش
حمید
میگم یه پیراهن مشکی می خوام.میگه واسه خودتون؟ پـَـــ نــه پـَـــ واسه رضا صادقی می خوام که دیگه مشکی نمی پوشه.می خوام دوباره برگردونمش به میادین
حمید
قاضي دادگاه جنايي : چرا دوست دخترت رو به قتل رسوندي ؟ پسر : براش يه اس ام اس 250 كلمه اي فرستادم اونم فقط جواب نوشت OK قاضي دادگاه جنايي : پسرم تبرئه شدي ميتوني بري !!!