یافتن پست: #را

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم مغازه میگم اقا نو شابه دارید؟ میگه مشکی؟ میگم پـَـــ.. یهو گفت:زهر مار یه چیزی یاد گرفتن پـَـــ نــه پـَـــ برو بیرون... گفتم چرا نمیزاری حرفمو تموم کنم؟ پـَنیرم دارید؟ کلی عذر خاهی کرد گفت کیلوی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 00:01
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم رستوران میگم ساندویچ بدید میگته میخورید گفتم بله مرسی (ستاد حال گیریه پـَـــ نــه پـَـــ ) پـَـــ نــه پـَـــ ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 00:01
+2
مهسا
مهسا
پروردگارا از عشق امروزمان چیزی برای فردایمان باقی بگذار... به اندازه یک نگاه... به اندازه یک لبخند... تا به یاد داشته باشیم که روزی عاشق هم بودیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:59
+4
elahe
elahe
بی تفاوت باش .. به جهنم ! مگر دریا مُرد از بی‌ بارانی ؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:58
+4
مهسا
مهسا
مثل کشیدن كبريت در باد دیدنت دشوار است من که به معجزه عشق ایمان دارم ميكشم اخرين دانه کبریتم را هر چه بادا باد..!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:57
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بعد هرگزی آروم و خیلی آقا نشسته بهش می گم چرا حرف نمی زنی؟ میگه حرف بزنم که تو پ ن پ ش کنی بفرستی رو فیس بوک؟ پـَـــ نــه پـَـــ پ ن پ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:56
+2
مهسا
مهسا
همیشه فقط آینه بودم هر کسی فقط برای تست حیاتش مرا ها کند دعا کن یا بشکنم یا کسی به زیباییش در من پی ببرد دعا کن یا خورد شوم یا کسی به خودش برسد در من دعا کن یا نباشم یا اگر هستم با تو باشم و هر روز تحسین کنم زیباییت را می خواهم آینه ی تو باشم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:55
+5
rAmin
rAmin
نظرتون راجع به نفر قبلیتون چیه؟؟{-7-}{-26-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:53
+4
مهسا
مهسا
حال كه آمده اي، چترت را ببند در ايوان اين خانه جز مهرباني نمي بارد !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:53
+6
مهسا
مهسا
قلب من مثل دست من است. دستهایم آلوده به شکستن قلب کیست؟ که قلبم تاوان آن را پس می دهد..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:51
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ