سلام بهانه من دلت را راهی کن تا همسفر روزهای سخت دلم شود آخه دل من بی تاب دلت شده اشکها مرهم زخمش شده کاری نمیشه کرد مسافر زمان شده باور می کنی .عاشقت شده؟
اى كسى كه گرههاى سختیها بوسیله تو گشوده مىشود، و اى كسى كه تندى و سورت شدائد بتو مىشكند، و اى كسى كه بیرون شدن از تنگى به راحتى فرج از تو طلبیده مىشود
آن کس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد بلکه رهگذری بود که روی برگ های خشک پاییزی راه می رفت و صدای خش خش برگ ها همان آوازی بود که من گمان می کردم می گوید دوستت دارم