یافتن پست: #را

مهسا
مهسا
ان روز ها كـه مـيگفت عـا شق است : خواست كــه آرزويـي بكنم. بـه او گفتم : كـه مـن ديگـر هيچ آرزويی ندارم وقـتی تو كنارمی لبخندی زد وگفت : مگر ميشـود؟ فقط مـرده ها هيـچ آرزويـی ندارند مـن هم لبخـندي زدم و او گفت : از هزاران آرزويـی كه در سـر داشت و امروز به دنبال همـان آرزو هـايش رفته و من ... هنوز هم آرزويـی ندارم. او نميدانـست و هنوز هم نميداند كه همان يك لحظه ای كه دركنارم بود من به تمام آرزو هايم رسيدم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:59
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:59
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:59
مهسا
مهسا
دل جاده ها تنگ می شوند برای آنهمه شوقی... که در لحظه ی به هم رسیدن داشتیم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:57
+1
مهسا
مهسا
خنده اي بر خاطراتت كرد و رفت ای دل ... ديدي كه ماتت كرد و رفت منكه گفتم اين پرستو مرده نيست... من كه گفتم اين بهار افسرده نيست هم شكست و هم شكستم داد دل ... عجب كاري به دستم داد دل
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:57
+1
مهسا
مهسا
گفتم به گل زرد چرا رنگ منی افسرده و دلتنگ چرا مثل منی من عاشق اویم که رنگم شده زرد تو عاشق کیستی که هم رنگ منی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:54
+1
مهسا
مهسا
چقدر در تاریکی و تنهایی شعر نوشتن خوب است اگر در این ترانه ها فریاد هم بزنم کسی نمی شنود اگر حتی در ناباوریشان بمیرم کسی گریه نمی کند اگر از تو بخواهم که برگردی و بمانی هیچ کس سادگی و خوش خیالی ام را ملامت نمی کند این ترانه ها را دوست دارم که واگویه ای از خلوت و تنهایی من اند حتی اگر تو به ساده بودنشان بخندی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:54
+1
مهسا
مهسا
هرگز به دیگران اجازه نده قلم خودخواهی دست بگیرند دفتر سرنوشت را ورق زنند ، خاطراتت را پاک کنند و در پایانش بنویسند قسمت نبود . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:52
+1
elahe
elahe
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم
هر جا که دلت می خواهد بــــرو !
فقط آرزو میکنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد
انقدر آسمان دلت بگیرد
که با هزار شب گریه چشمانت باز هم آرام نگیری…
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:38
+2
elahe
elahe
یادت باشه دیگر یادت نیستم گاهی دست ” خـــودم ” را می گیرم… می برم هوا خوری… ” یــاد ” تو هم که همه جا با من است… ” تنهایی ” هم که پا به پایم میدود… میبینی…؟ وقتی که نیستی هم جمعمان جمع است…{-60-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:37
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ