ronak
کاهیست که کوهش کردیم، زندگی کوه بلندیست که کاهش کردیم، زندگی نیست به جز نم نم باران بهار، زندگی نیست به جز دیدن یار، زندگی نیست به جز عشق به جز حرف محبت به کسی ، ور نه هر خار وخسی رندگی کرده بسی، زندگی تجربه تلخ فراوان دارد دوسه تا کوچه وپس کوچه و اندازه یک عمر بیابان دارد.
ronak
حوصله خواندن ندارم حوصله نوشتن هم ندارم! این همه دلتنگی دیگر نه با خواندن کم می شود،نه نوشتن.. دلم لمس آغوشت را می خواهد؛ فقط همین...
ronak
به درختان جنگل گفتم شما با این عظمت چرا از تکه آهنی به نام تبر می رنجید ؟ گفتند:رنجش ما از تبر نیست از دسته آن است که از جنس خود ماست..............
ronak
برای این دوست داشتنت فکری بکن .... جا نمی شود در من ... !!!
ronak
خواستم بپرسم : چند فروختی؟ یادم آمد گفته بودی: مفت هم گران است. بی معرفت! من همین یك دل را داشتم..