masoud
زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن … میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مرکز نخبگان ایران!!!
ronak
داشت مرا ترک میکرد گفت اگر نامهربان بودیم ورفتیم اگر بار گران بودیم ورفتیم گفتم .. اینهارا نگو گفت چه بگویم گفتم بگو بادیگران بودیم رفتیم
ronak
به این اراده چند تا لایک میدی،،،؟؟
masoud
به غضنفر میگن چرا امشب اخبار اینقدر طولانی شده میگه فکر کنم قسمت آخرشه !
masoud
در گوش راننده هی پچ پچ میکرده مسافرا میگن : چی میگه ؟ راننده میگه : بابا دیوونم کرده هی میگه چپ کن بخندیم !!!!!!!!!!!
zahra
در حنجرهام شور صدا نیست رفیق یک لحظه دلم ز غم جدا نیست رفیق بگذار که قصه را به پایان ببرم آخر غم من یکی دو تا نیست رفیق . . .