یافتن پست: #را

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 13:36
+2
mina_z
mina_z
تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!
4 دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 13:18
+5
ronak
ronak
من سکوتم حرف است حرفهایم حرف است خنده هایم حرف است کاش می دانستی می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم کاش میدانستی کاش می فهمیدی کاش و صد کاش نمیترسیدی که مبادا که دلت پیش دلم گیر کند کاش می دانستی چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت در زمانی که برای دردت سینه دلسوزی نیست تازه خواهی فهمید مثل من هرگز نیست... سکوت دردناکترین پاسخ من به بی وفایی های توست!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 13:15
+5
ronak
ronak
آدمها ؛ خیلی زود همراهان صمیمی را فراموش میکنند . ... درست مثل زمانی که باران بند می آید ، و خیلی‌ها چترهایشان را جا می‌گذارند
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 13:05
+3
mina_z
mina_z
به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد{-18-}{-18-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 13:03
+2
ronak
ronak
می دونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد بهم چی گفت ؟ جایی که می ری مردمی داره که می شک[!] ، نکنه غصه بخوری تو تنها نیستی ، تو کوله بارت عشق می ذارم که بگذری ، قلب می ذارم که جا بدی ، اشک می دم که همراهیت کنه ، و مرگ که بدونی بر می گردی پیش خودم .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 13:00
+3
ronak
ronak
به بـــــند دلت میاویز رخت خاطره ام را ! گرد باد هایِ فراموشی حرمت نمی شناسند.... !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 12:59
+3
ronak
ronak
دلم که می گیرد کودک می شوم ... کفش هایم تا به تا می شوند ... دستانی می خواهم که آرامم کنند ... مهربوونی که به فکر دلتنگی هایم شود ... و گلویی که بغض امانش را نبرد ... بهانه گیر می شوم ... نق می زنم که این را می خواهم .... که آن را می خواهم ... ولی هیچکس نمی داند ؛ که به جز تو هیــــــــچ نمی خواهم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 12:59
+1
ronak
ronak
✿ツ " آیــــنه " با تـــو ام . . . محــــض رضای خـــدا برای یــــکبار هم شـــده به جـــای چشمـــهایم دلـــم را نشان بـــده تـــا / بدانــــند / دیـــوار ِ دلـــم آنقــــدرها هم که فـــکر میــــکنند کـــوتاه نیــــست گاهـــی زیـــادی کـــوتاه میــــآیم !!! ✿ツ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 12:55
+2
ebrahim
ebrahim
یه دوست دخترم نداریم از این سوتین های انگری بردز براش بگیریم.....{-18-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 12:51
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ