یافتن پست: #را

مهسا
مهسا
چه ساده لوحانه ... بال بال زدن هایت میان بازوانم را باور کرده بودم نمی دانستم ... تمرینِ پریدن به هوای دیگریست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:54
+3
مهسا
مهسا
بزرگی را گفتند زندگی چند بخش است ؟ گفت:دو بخش. کودکی و پیری گفتند پس جوانی چه شد؟ گفت: با عشق ساخت / با بی وفایی سوخت / با جدایی مرد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:53
+3
مهسا
مهسا
هنگامی که کسی آگاهانه تو را نمی فهمد خودت را برای توجیه خسته نکن !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:51
+3
مهسا
مهسا
دیدی غزلی سرود؟عاشق شده بود ...انگار خودش نبود ...افتاد،شکست،زیر باران پوسید ...آدم که نکشته بود ...عاشق شده بود ... ..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:49
+3
مهسا
مهسا
هر که آید گوید گریه کن، تسکین است گریه، آرام دل غمگین است چند سالی است که من می گریم در پی تسکینم ولی ای کاش کسی می دانست چند دریابین ما فاصله است من و آرام دل غمگینم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:49
+3
مهسا
مهسا
آدم ها همه می پندارند که زنده اند؛ برای آنها تنها نشانه ی حیات؛ بخار گرم نفس هایشان است! کسی از کسی نمی پرسد : آهای فلانی! از خانه ی دلت چه خبر؟! گرم است؟ چراغش نوری دارد هنوز؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:47
+4
مهسا
مهسا
زندگی آینه ای شفاف است تو اگر زشت و یا زیبایی تو اگر شاد اگر غمگینی هر چه هستی تو در آینه همان می بینی شادیت را در یاب چون گل عشق بتاب تا در آینه ی هستی، گل هستی باشی...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:46
+4
مهسا
مهسا
هنوز منتظرم وسط یک شب بارانی که از شدت تب عرق کرده ام ... ... بیدارم کنی و ... بگویی چیزی نیست خواب می دیدی.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:44
+3
ebrahim
ebrahim
از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا كردی؟ گفت : چهار اصل 1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم 2- دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم 3- دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش كردم 4- دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:41
+5
ebrahim
ebrahim
دختر ایرانی مثل برنج ایرانی می مونه شاید قد و بالای خارجی شو نداشته باشه ولی یه عطر مخصوص خودش رو داره...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:34
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ