یافتن پست: #را

gamer
gamer
دو تا خانوم داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میومدن. اولی می گه من اونقدر لاغر بودم که وقتی می رفتم حموم مامانم با یه چیزی روی چاه رو می پوشوند تا من توی چاه نیفتم. دومی می گه این که چیزی نیست، من یه بار یه آلبالو رو با هسته قورت دادم، همه ی فامیلامون می گفتن اوا زری خانوم چند ماهه حامله ای؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 21:48
+1
عسل ایرانی
عسل ایرانی
[لینک]
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 21:36
+2
سحر
سحر
بدترین قسمت زندگی انتظار کشیدن است و بهترین قسمت زندگی داشتن کسی است که ارزش انتظار کشیدن را داشته باشد
3 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 21:26
+8
mohsen
mohsen
چه بودم محله مون یه سوپری داشت به اسم فرهنگ یه روز میخواستم برم ۴ تا چیتوز طلایی بخرم بابام گفتن حالا که داری میری بپرس برنج لنجون، پنیر فله ای، روغن حیوانی و ماست گوسفندی اگه برام آورده عصر برم بگیرم. من رفتم مغازه من:سلام آقای فرهنگ ماست گوسفندی دارین؟ آقای فرهنگ: سلام آره پنیر فله ای هم دارین؟ آره روغن حیوانی هم دارین؟ آره برنج لنجون هم دارین؟ آره من: ۴ تا چیتوز طلایی بدین لطفا آقای فرهنگ: {-13-}{-13-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 21:24
+2
-1
mina_z
mina_z
اِی کَسـانـی *کـِه دَمْـپایی تُوالِـتْ را خیسْ میکُنـید@* بِـدانیدْ و آگاه *بـاشـِید@* کـه دَر رُوزِ مَعاد،آنـان کِـه بَعْد از شُمـا پا دَر آن دَمْپـایی کَرْدِه انـْد وَ جُورابِشان خیسْ شُـده است، و بَنْـدْ بَنـْدِ تَنِشان مُورْ مُوْر گـَشْتِه أسْتْ و نَتوانِسْتِـةانْد کـارِشان* را با لـِذّتْ بـِه إتْـمامْ بـِرِسانَـنْد، بـِه بـِهِشْت* می رَوَنْد@*وَ سُوگَـنْد بـه* پَرْوَردِگـارِ آسْـمانْها وَ زَمـینْ * کـِه شُما با همانْ دَمْپاییها دَرْ جَـهَنَمْ مَحْشُورْ مـیشَویدْ *و آنْها را چُونْ تـازیانِةای خیسْ بَر* جایْ جایْ وجُودِتانْ می آفـْکَنیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 21:19
+5
gamer
gamer
يه يارو ميره زير غلطك، غضنفر ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز و باريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف و پهنه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 21:08
+5
gamer
gamer
یک مورچه و یک زرافه باهم ازدواج می کنند شب عروسی مورچه گم می شه بعد از یک هفته پیداش می شه بعد زرافه بهش می گه : این همه مدت کجا بودی ؟ مورچه می گه : تو راه بودم که بیام بوست کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 20:54
gamer
gamer
یارو دم یه گربه رو گرفته بوده و می کشیده بهش می گن : گناه داره چرا دم گربه رو می کشی؟ می گه بابا من فقط دمش رو گرفتم … خودش می کشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 20:54
omid
omid
اگر تو نبودی عشق نبود همین طور اصراری برای زندگی اگر تو نبودی زمین یک زیر سیگاری گلی بود جایی.... برای خاموش کردن بی حوصلگی ها اگر تو نبودی من کاملا بیکار بودم هیچ کاری در این دنیا ندارم جز دوست داشتن تو
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 20:47
+4
مهسا
مهسا
خوشبختی یعنی اینکه خداوند آنقدر عزیزت کند که وجودت آرامبخش دیگران باشد.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 20:40
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ