یافتن پست: #را

رضا
رضا
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد. معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد، زیرا با وجود این که پستاندار عظیم‌الجثه‌اى است، امّا حلق بسیار کوچکى دارد. دختر کوچک پرسید: پس چه طور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟ معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است. دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم. معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟ دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید
دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 20:32
+2
رضا
رضا
عشق و برات کشیدم میون موج دریا / رو ماسه هاش نوشتم دوست دارم یه دنیا
دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 20:19
+2
رضا
رضا
در دفتر عشق زنده نگهداشتم یاد تورا / از خدا می طلبم زندگی شاد تورا
دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 20:07
+2
ronak
ronak
salam be dostay golam{-25-}
11 دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 19:45
+5
sasan pool
sasan pool
چه جالبه سایت دوست یابی هستش.همه توش با هم رفیق هستن.پسره نوشته عاشقتم سگ دختره نوشته میمیرم برات گربه.خیلی با حاله من میرم میخندم.طرف قیافه اش مثل شتر میمونه.نوشته پسر ها خوشگل پیغام دوستی بدن.یعنی دو ساعت از خنده مردم انقدر خندیدم اشک از چشمام آمد.واقعا اعتماد به نفس خداست.قربون تنهایی برم راحتی از صبح تا شب خودمم گور پدر دوست دختر و دوست پسرم.من و ماشینم دو تایی گور پدر خانواده هم کردن.چند وقت دیگه یک کاسکو هم می خرم میشیم سه تا.یک وبلاگ هم دارم توش مطلب میزارم خوبه دیگه.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 19:26
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
با سلام به دوستای گلم این عکس یکی از دوستانمونه دنبال خواستگار می گرده..
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 18:57
+5
رضا
رضا
زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت.......................
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 18:50
+2
محمد حسین هذبی
محمد حسین هذبی
مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او می‌خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود. وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه می‌کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه می‌کنی؟ دختر گفت: می‌خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لب...خندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می‌خرم تا آن را به مادرت بدهی. وقتی از گل فروشی خارج می‌شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت: می‌خواهی تو را برسانم؟ دختر گفت: نه، تا قبر مادرم راهی نیست! مرد دیگرنمی‌توانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد! شکسپیر می‌گوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می‌آوری، شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه کن!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 15:20
+9
mina_z
mina_z
مهم نون دراوردنه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 15:19
+8
محمد حسین هذبی
محمد حسین هذبی
یه اس ام اس از طرف ایرانسل امده .اهنگ پیشواز کلاه قرمزی(الاغ عزیز) از سیستم حذف شده است ! منم یه اس ام اس دادم به ایرانسل یعنی دیگه واسه ما نمیخونه ! دیدم یه اس م س امده از ایرانسل نوشته پـَـــ نــه پـَـــ امشب کلاه قرمزی تو برج میلاد کنسرت داره ما هم خواستیم از آلبوم جدیدش حمایت کنیم آهنگ رو حذف کردیم یوقت لطمه نخوره !!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/20 - 15:14
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ