یافتن پست: #را

ramak amjad
ramak amjad
یادش بخیر....

یادش بخیر، بچگی و آدمهایی که رو ترکبند دوچرخه شان جعبه ای می بستند، سوت زنان
مسیر رو طی می کردند ،آنقدر شاد بودند که انگار همه چیز دارند ............اما حالا چی؟
تو ماشین مدلنیگ نشسته اند و پشت چراغ قرمز بیدار ،خوابیده اند. راستی چرا مردم
دارنده بی سوت شدند؟دلم تنگه برا یه سوت بی قیدی................
دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 23:51
+7
be to che???!!
be to che???!!
5 دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 23:41
+6
ramak amjad
ramak amjad
یادش بخیر.....

یادش بخیر،کودکی ویک کرسی و خوابیدن همه با هم،پدرو مادر،برادر،خواهر، در چهار گوشه کرسی.
شنیدن صدای نفسهای خسته پدر که گویی ناله میکرد و دستهای مادر که ازرخت شستن پیر شده بود،
اما با آرامش به خواب میرفتند با خنده ای به لب.
صدای باران و پارس سگ در پشت پنجره تاریکت و بازی سایه شاخه درخت در شبی وهم انگیز،با نگاهی به
دیگران اطمینان به قلبت میدوید........اما حالا چه؟
هر کسی اتاقی دارد پر از قاب عکس که هرکدامشان با فاصله اندکی پشت دیوار اتاقت خوابیدند،روی تخت
شیک و راحت و بخاری آبی سوز ،اما احساس میکنی یه چیز کم داری؟ چرا با این همه راحتی شاد نیستی
و اطمینان...................................؟
دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 23:05
+6
xroyal54
xroyal54
دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 22:39
+10
محمد
محمد
حرف دلم را می خواهی؟
می خوام بگم...

روی نبودنت هم می توان حساب کرد
یادت می ارزد به تمام بودن های دوستان به ظاهر دوست.
همین.



شبتون بخوشی.../

دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 22:32
+7
xroyal54
xroyal54
نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !
نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . .
دست ِ قاضـــــــــی داد !
نباید بی تفاوت !
چتر ماتـــــــــــــــــم را . . .
به دست ِ خیــــــــــــــــس باران داد !
کبوترها که جز پرواز ، آزادی نمی خواهند !
نباید در حصار میـــــــــــــله ها
با دانه ی گنــــــدم . . . به او تعلیم مانـــــــــــدن داد..!
نبــــــــاید..!
.
دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 22:19
+9
محمد
محمد
یه بیماری هم هست که وقتی یه پیامک خنده دارو برای کسی میخونی اول میگه کی فرستاده؟
بعد میخنده!
اینا رو ولشون کنین خودشون خوب میشن :)
دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 21:50
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دوستای خوبم شبتون بخیر
ببخشید زیاد پیشتون نیستم امشب اصلا حالم خوب نیست
شب همگی خوب{-35-}
1 دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 21:44
+7
محمد
محمد
عاشقانه ترین قسمت داستان عشق ما،
همین آخرش بود....
جایی که به خاطر آرامش دیگری، خودمان را به فراموشی زدیم........!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 21:28
+4
melika
melika
همیشه نمی شود خود را زد
به بی خیالی و گفت:
تنها آمده ام؛تنها می روم...
یک وقت هایی!
شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای؛
کم می آوری...
دل وامانده ات یک نفر را می خواهد!
که در نهایت تنفر
عاشقانه دوستش داری...
دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 21:23
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ