یافتن پست: #را

`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !!!*
دیدگاه  •   •   •  1392/09/6 - 08:58
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
یکی وصیت میکنه تمام اعضاء بدنم رو پس از مرگم اهدا کنید جز مغزم!!
میگن چرا؟
میگه: عکسای خانوادگی توشه!{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/09/6 - 00:34
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
من سر راه تو دامی از عشق پهن کردم ولی تو سریع از کنارش رد شدی وگفتی :میگ میگ...
دیدگاه  •   •   •  1392/09/5 - 23:39
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
وصیت کردم که هر کی تو مراسم ختمم گفت " خدا بیامرزتش، راحت شد "

با لبه ی سینیه حلوا بکوبن تو دهنش تا اونم راحت شه بیاد پیش من {-7-}
دیدگاه  •   •   •  1392/09/5 - 23:32
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
به سلامتی رفیقی که رفیقش"خراب"میشه...به فکر"تعمیرشه"نه تعویضش !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/5 - 23:27
+7
محمد
محمد

اَصلَا تُو حَواسِت نیست مَن مَحوِ تَماشاتَم ....
تُو فِکرِ یِکی دیگِه مَن پایِ قَدَمهاتَم ...
تُو راه میری آهِسته مَن پُشتِ سَرِت هَستَم ...
فِکرِ تُو رُو می خُونَم مُحکَم بِه تُو چِشم بَستَم ...
دُنیات پُرِ اِحساسِ اَما واسِه مَن جا نیست ....
صَد بار مَنُو میبینی اما حِسی پِیدا نیست ...
حَتی تُویِ رُویاتَم اِنگار واسِه مَن جا نیست ...
صَد بار مَنُو میبینی اَما حِسی پِیدا نیست ...
دیدگاه  •   •   •  1392/09/5 - 21:59
+4
محمد
محمد
دوستت دارم و پنهان کردن عشقم پشت چشمان مشتاقم آسان نیست . دوستت دارم و بیقرار دیدن چشمان زیبای توام .
با این همه اگر روزی حتی اندکی مرا نخواهی ، نه ، نخواهم ماند.
عاشق کشی رسم این روزهاست . وقت رفتن ،چنان میروم که گویی هرگز اینجا نبودم ...
دیدگاه  •   •   •  1392/09/5 - 21:54
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/5 - 21:51
+6
محمد
محمد
دیگر صدایت نمی زنم
می ترسم اسمت را عوض کرده باشی
و صدایم
روی شانه ی غریبه ای
از من دور شود .
دیدگاه  •   •   •  1392/09/5 - 21:47
+5
محمد
محمد
آخـریـن بـار هـمـچـون عـکـاسـی زبـردسـت...
بـا عـدسـیِ خـیـالـم...
از نـزدیـک تـریـن زاویـه ؛
بـه آرام تـریـن شـکـل مـمـکـن نـگـاهـت کـردم !
سـرت را دقـیـق روبـروی لـنـز صـورتـم...
و خـورشـیـد را پـخـش صـورت مـهـربـانـت کـردم !
یـک شـاتِ رویـایـی بـرداشـتـم...
بـرای روزهـایـی کـه نـیـسـتـی !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/5 - 21:44
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ