یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
.ﺩﯾﺸﺐ ﭘﻠﯿﺲ ﺟﻠﻮ ﻣﺎﺷﯿﻨﻤﻮ ﮔﺮﻓﺖ ...
ﺭﻓﺘﻢ ﺟﻠﻮ ﺑﻪ ﭘﻠﯿﺴﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺪﯼ ﮔﻔﺘﻢ :
ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﮐﯿﻢ ... ؟

.
ﮔﻔﺖ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﯽ ... ؟
.
.
.
.
.
ﮔﻔﺘﻢ :ﻣﻦ ﯾﻪ ﭘﺮﻧﺪﻡ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﺑﺎﻏﻢ ﺑﺎﺷﯽ .
ﺟﺮﯾﻤﻢ ﻧﮑﺮﺩ ...
ﮔﺎﺯ ﺍﺷﮑﺎﻭﺭ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺘﻢ ﺩﺭﺍﻭﻣﺪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﻢ ﺭﻓﺖ
ﭘﺎﺭﮐﯿﻨﮓ ﺗﺎ 1 ﺳﺎﻋﺖ ﭘﯿﺸﻢ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻣﺸﮑﻮﮎ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻪ
ﻣﺼﺮﻑ ﻣﻮﺍﺩ ﺗﻮﻫﻢ ﺯﺍ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﺑﻮﺩﻡ !.
دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 14:48
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 14:28
+2
AmirAli
AmirAli
یکی از فانتزیام اینه که :

توی بیمارستان،یه پرستار فوق العاده زیبا وجذاب

از اتاق عمل سریع میاد بیرون و داد میزنه:آقای دکتر؟آقای دکتر؟بیمار داره از دست میره

من درحالی که لبخندی پرمعنا برلب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم ...

پرستار بلندتر و با التماس میگه:

آقای دکتر عجله کنید ،قلبش از حرکت ایستاده

من بازهم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم

ایندفعه همهءپرستارا ودکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن آقای دکتر آقای دکتر بیمار داره میمیره

من که دسکشامو دستم کردم با خونسردی به چهرهءتک

تکشون نگاه میکنم و میگم:

آقای دکتر طبقه بالا تشریف دارن

بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم

توی مه و غبار ناپدیدشم.

روانی هم خودتی

دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 13:05
+2
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
دُخــتری کهـ اول صُبح بهـ زور از خواب بُلند میشهـ

بــا موهای ژولیدـهـ ؛

با لـــــباس هایی کهـ از هر طرف کِش اومـدن

با چِـشم های نیمهـ بـاز و نیمهـ بَستهـ

در حـــال راهـ رَفتـنو زیـر لـب غُرغـُر میکنهـ

بَغـل کـردنی تـرین مــوجود دُنــیاست

حَتــی بعـضیا مـیگن کهـ : میشهـ بـراش مـُرد!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 12:44
+4
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
شاید وجودم به کسی آرامش نده
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اما همین که حرصه خیلی ها رو در میاره بهم انگیزه میده !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 12:26
+3
محمد
محمد
اسم مرا هم ثبت کنید درگینس!..میتوانم در آغوش “او” جان بدهم آسان..
دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 10:32
+5
AmirAli
AmirAli
تا ده سالگی هر شلواری که بپوشی سر زانوهاش سوراخ میشه؛
از ده سالگی تا آخر عمر هم همین پروسه روی خشتکت اجرا میشه

دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 09:58
+2
AmirAli
AmirAli
شغل مورد علاقه بچه های تجربی در دوران دبیرستان:
سال دوم فقط پزشکی
سال سوم پرستاری هم خوبه ها
سال چهارم خدایا فقط توکنکورقبول بش
دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 09:51
+2
AmirAli
AmirAli
معلم : بنويس صابون
شاگرد روي تخته نوشت ، سابون
معلم : ببين عزيزم صابون با ص است نه با س
شاگرد : خانم فرقي نمي كند نگران نباشيد اينم كف مي كند
دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 09:50
+1
AmirAli
AmirAli
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ
ﺗﻮ ﺟﯽ ﺗﯽ ﺍﯼ
ﭘﺸﺖ ﭼﺮﺍﻍ ﻗﺮﻣﺰﺍ ﻭﺍﯾﻤﯿﺴﺘﺎﺩﻩ
دیدگاه  •   •   •  1392/08/18 - 09:48
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ