یافتن پست: #رو

korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 01:27
+6
-1
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 01:26
+6
-1
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 01:25
+5
-1
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 01:24
+4
-1
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 01:22
+5
-1
xroyal54
xroyal54
من کوچ می کنم...

از بین آدمهایی که

فقط چشمهایشان خیره به خود خواهی خودشان است


آدم های سنگ...

آدم های آهن...

آدم های كاغذ...

یكی بی پاسخت می گذارد!

یكی به التماسهایت نیشخند می زند!

یكی به بهانه یك پرسش عذابت می دهد!

یكی غرورت را به خاك می كشد!

یكی هم یلدا می شود و دلت را هزار بار میشکند!

لعنت به همه ی خوبی های عالم وقتی كسی قدرش را نمیداند!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 00:25
+6
saeed
saeed
یه دونه از اون شاخه گلهایی که سر قبرم میاریو امروز به من هدیه کن...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 00:21
+5
saman
saman
یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت
پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت
یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را
بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت
من در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشت
خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت
تا از خیال گنگِ رهایی، رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت
شاید به پاس حرمتِ ویرانه های عشق
مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت
تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم
رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت
دیگر اسیر آن منِ بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 00:15
+4
saman
saman
آنقدر از مقابل چشم تو رد شدم
تا عاقبت ستاره شناسی بلد شدم
منظومه ای برابر چشمم گشوده شد
آن شب که از کنار تو آرام رد شدم
گم بودم از نگاه تمام ستارگان
تا اینکه با دو چشم سیاهت رصد شدم
دیدم تو را در آینه و مثل آینه
من هم دچار از تو چه پنهان حسد شدم
شاید به حکم جاذبه شاید به جرم عشق
در عمق چشم های تو حبس ابد شدم
شاعر شدم همان که تو را خوب می سرود
مثل کسی که مثل خودش می شود شدم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 00:14
+5
xroyal54
xroyal54
مَرد ها ، اِسمِشان به سَنگدِلی مَعروف اَست ...زَن ها ، به آهَن پَرَستی ...


مَرد ها وَ زَن ها ، هَر دو اِنکار می کُنَند..!!


هَر دو تَنها می گُذآرَند وَ اَز تَنهایی می نالَند .....


جُمله دوستَت دآرَم شُده اَست جُمله ی فَرار ، بِشنَویم ، فَرار می کُنیم..!


اَمّاهَر دو گِریه می کُنَند ، دُختَر ها بُلَند ، پِسَر ها بی صِدا ...!


هَر دو به دُنبالِ کَسی که تا اَبَد تَنهایِشان نَگُذارَد ...


مَرد ها تا مانکَن بِبینَند تَنها می گُذارَند!


زَن ها تا شآهزاده ای سَوار بی اِم و!


ما فَقَط دَر اِستاتوس هایِمان آدَم های خُوبی هَستیم !!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 00:13
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ