یافتن پست: #رو

بهناز جوجو
بهناز جوجو

هر روز نبودنت را بر دیوار خط کشیدم ببین این دیوار لامروت دیگر جایی برای خط زدن ندارد...!!خوش ب حال تو ک خودت را راحت کردی !!!!یک خط کشیدی تنها,آن هم روی من . . .


دیدگاه  •   •   •  1392/06/28 - 12:18
+5
ساناز
ساناز

اون تو رو میخواد ولی تو اصلا بهش توجه نمیکنی دلش رو میشکنی و نادیده اش میگیری. . کاشکی یه ذره از این احساسی که به تو داره به من داشت،تو بی لیاقتی تو بیشعوری دختره ی عوضی که با اون اینکارو میکنی ..! بدون اون صد برابر از تو بهتره...

دیدگاه  •   •   •  1392/06/28 - 12:17
+4
بهناز جوجو
بهناز جوجو

من ماندنیم، امّا / تو ، فرصت پروازی از عشق ، برای من / یک فاجعه می سازی بگذار خودم باشم / تکراری بی برگشت یک عاشق تنها که / دنبال خودش می گشت


دیدگاه  •   •   •  1392/06/28 - 12:10
+4
ساناز
ساناز

خریده ام... عطر همیشگی ات را به تنش زده ام... درست مثل توست... فقط اینکه روزی هزار بار از رفتنش مرا نمی ترساند...




دیدگاه  •   •   •  1392/06/28 - 12:06
+4
بهناز جوجو
بهناز جوجو

اگر بگم ماه منی ، ستاره عمر منی واسم شکلات میخری ؟؟؟............... حالا که فکر می کنم می بینیم یه شوکولات ارزش این همه دروغ رو نداره !


دیدگاه  •   •   •  1392/06/28 - 12:04
+3
ساناز
ساناز
این روزها خنده هایم همانند شکلات شده اند؛خالصِ خالص..تلخِ تلخ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/28 - 12:03
+4
بهناز جوجو
بهناز جوجو

امروز داشتم تو کوچه در رنگ مى زدم دختره داشت رد مى شد, برگشته میگه انقدر بوى رنگو دوست دارم! خب خواهر من حرفتو رک بگو. کى تاحالا از بوى رنگ خوشش اومده؟؟؟


دیدگاه  •   •   •  1392/06/28 - 12:02
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
هرچه مغرور تر باشی تشنه ترند برای با تو بودن و هرچه دست نیافتنی باشی بیشتر به دنبالت می آیند اما امان از روزی که غروری نداشته باشی و بی ریا به آنها محبت کنی ، آنوقت تو را هیچوقت نمیبیند و ساده از کنارت عبور میکنند
دیدگاه  •   •   •  1392/06/28 - 11:41
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
عمو زنجير باف ؟
بله
زنجير منو بافتي ؟
بله
.
.
.
تا اينجاشو حرفي ندارم :|
بعد از اين شاعر يک دفعه اسکول بازيش ميگيره
...
پشت کوه انداختي ؟
بله

خب مرد حسابي اين همه زحمت کشيدي زنجير بافتي براي چي پشت کوه انداختي !!!!
.
.
.
و در آخر هم شاعر به طور کل بابا هارو تبديل به بز و گوسفند و سگ و گربه و .... اينا مي کرد

بابا اومده
چي چي اورده ؟
نخود و کشمش
با صداي چي ؟؟؟
.
.
و اينگونه بود که ما خل و چل بزرگ شديم :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/28 - 11:26
+6
*elnaz* *
*elnaz* *
زندگی چون قفسی است قفسی تنگ پر از تنهای و چه خوب است لحظه غفلت ان زندانبان بعد از ان هم پرواز................
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 23:17
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ