یافتن پست: #رو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از تو به کجا شکایت ببرم ؟

این جا همه طرفدار تو هستند .



قلبم ،

روحم ،

قَلَمم ...!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 22:06
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از فانتزیای خفن من اینه که برگردم به قرن شیش به حافظ بگم شعراتو آسون بگو پونزده قرن دیگه قراره حفظشون کنیم بریم امتحان ادبیات بدیم.
بعد برگردم بیام تو اینروزا، کل دیوانشو حفظ کنم...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 21:33
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
محتویات یخچالمون رو یادداشت کردم رو کاغذ گذاشتم تو جیبم هر چند دیقه یه بار کاغذ رو میخونم!
باز بهتر از اینه که هی در یخچالو وا کنم :))
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 21:22
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه دوســــت پسر زشــتم نداریم وختی توى خیابون باش راه میریم ...

این پسرا پیش ِخودشــــــون بگن :

نیــــگا تورو خدا پسره هرچى زشت تر دوس خترش خوشگل تر ...!!!
ــ
کوفتــــــــــش بشــــــه دیــــــــــــوس!!:))))
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 21:07
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو.
برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.
برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن .
برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر .
برای عشق وصال کن ولی فرار نکن .
برای عاشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن .
برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش .
برای عشق خودت باش ولی خوب باش.

دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 21:05
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آﺩﻣﺎﯼ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ....
ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﺷﻦ ...
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺣﺴﺎﺳﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺑُﺮﻭﺯ ﻣﯿﺪﻥ .....
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻬﺖ ﻣﯽ ﮔﻦ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻥ ....
ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﺩﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ ....
ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﺗﻨﻬﺎﺕ ﻣﯽ ﺫﺍﺭﻥ ....
ﺍﻣﺎ .....
ﻭﻗﺘﯽ ﺯﺧﻤﯽ ﺑﺸﻦ ...
ﺳﺎﮐﺖ ﻣﯽ ﺷﻦ ...
ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯽ ﮔﻦ ....
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺮﻥ ....
ﻭ ....
ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺮﺩﻥ ...
(ولی تا ابد میشکنن)
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 21:03
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

پرنده ای که بال وپرش ریخته باشد! مظلومیت خاصی دارد!
باز گذاشتن در قفسش تو هینی است به او!
در قفس را ببند تا زندان دلیل زمینگیر شدنش باشد!
نه پرو بال ریخته اش...

دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 21:02
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

پـــــــــــــــــــدر همون کسی هست
که لرزش دستش دیگه چیزی از چای توی استکان باقی نگذاشته
ولی بهت میگه به من تکیه کن و تو انگار کوه رو پشتت داری

دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 21:01
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زمان ما سرسره های آهنى و داغ و زخم شدن پا با لبه هاش و تهش هم پرتاب شدن رو قلوه سنگهاى پارک بود . . .
سرسره هاى بچه هاى الان مشقاشونم مینویسه ! :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 20:58
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

نبینم چشم هایت را اسیر درد ها ای یار غمت را روی دوش خسته ام ای نازنین بگذار بیا ای نازنین...
اکنون...داغ دریا را به دل دارم بدون یاد تو بیزارم از هر کوچه بازارم... کجایی آسمانم؟؟؟؟؟؟؟
بال های سبزمان گم شد... میان کوچه هایی که پر است از سنگ از دیوار......
بیا خورشید... کم کن فصل های سرد و ساکت را بیا اندوه شب را از نگاه خسته ام بردار

دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 20:58
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ