شکـــ نکـــــن !
آیــ●ــنده اے خوـاهــم ساختــــ کــه
گذشتـــه ام جلویش زآنــو بـــزند !
قـــرآر نیستــــ مـــن هـــم دلِ کَسِ دیگـــری را بسوزانـَــم !
برعکـــس کســے را کــه وارد زندگـــیم میشود
آنقـــــدر خــــوشـــبـ ♥ــتـــــ میکنــم کـــه
بـــه هر روزے کـــه جاے " او " نیستــــے
بـــه خودتـــــ لعنتـــــ بفرستــــے! !!!
سر بزار روی شونه هام , تا بگم آروم از غصه هام تا بگم چی امد به سرم ،
رفت چرا نازنین دلبرم عیش و شراب و مستی ،
کار ما بود عشق و خدا و هستی ،
یار ما بود اما شد، رنگ زمستون ,
نو بهار ما بزم مهر و جنون در دل به پا بود سینه لبریزه از شور ،
از وفا بود اما غم ، آمد به قلبم ،
ای خدا چرا؟ سوختم ، سوختم من از غم ،
دل او پی یار دیگری بود که عمر رویای من به سر رسید باختم ،
باختم من به او ، همه ی عمرٍ دلدادگی رو که غربت به خانه ام سرک کشید
گر توانی از محبت حلقه در گوشم کنی /
حیف باشد که مرا چون شمع خاموشم کنی /
من که از یاد تمام آشنایان رفته ام /
وای بر من گر تو هم روزی فراموشم کنی
بچه بودیم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مردهای قوی ......
بزرگ شدیم دخترا عاشق مردای قوی شدن و پسرا عاشق عروسکا
زندگی می گذرد، با خوبی ها و بدی هایش، با کمی و کاستیهایش،
با آرامش و خشم هایش، حرص و هیجان ها، شاید اما بیش از هر چیز با روزمرگی. زندگی می گذرد،
در تشویش و تردیدها، به سرعت می گذرد،
گذشت زمان را حس نمی کنی و فقط حس می کنی که اتفاقی در شرف وقوع است.
آرزو می کنم، هدیه ای برای همه، آنها که می شناسم و نمی شناسم،
کاشکی آن اتفاق بیافتد، اتفاقی به نام "خوشبختی"
آهای روزگار ... برایم مشخـــص کن ...
این بــار کــدام سازت را کوک کــرده ایی تا برایم بزنـــی ...
می خواهـــم رقصــم را با سازت ... هماهنگ کنم...
اگه عاشق نیستی پس تلاش نکن که طعمش رو بچشی.
چون تلخترین شیرینی روزگاره...............![]()
![]()
همینکه یه لحظه بهت فک میکرده واست اندازه یه دنیا می ارزه
که نه دیدی اش .... نه میشناسی اش .......
فقط حسش کرده ای .... تجمسمش کرده ای....
پشت هاله ای از نوشته های مجازی روی پیج مجازی اش ...
که هر روز میخوانی و در جوابش میگویی ....
لایک ....