یافتن پست: #رو

nazli
nazli
چقدرباید بگذرد؟

تامن درمرور خاطراتم وقتی از کنار تو رد میشوم تنم نلرزد بغضم نگیرد.......
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 17:40
+4
nazli
nazli
پشت میز قمار دلهره عجیبی داشتم
برگی حکم داشتم و دیگر هرچه بودضعیف بودو پایین
بازی شرو شد حاکم او بود و من محکوم
همه برگهایم رفتند و سر برگ بیش نماند
برگی از جنس وفاروکردو من بالاتر امدم
بازی در دسته من افتاد
عشق امدم با حکم عشوه و نازبرید
وحکم امد از جنس چشم سیاهش
زندگی حکم من پایین بودوباختم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 17:30
+4
saeed
saeed
دلگیرم از مرغهایی که دانه خوردنشان پیش ما بود و حالا برای دیگران تخم میگذارند...
برو ولی میدانم روزی بوی کباب شدنت به مشامم میرسد!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 17:18
+1
roya
roya
دلم یک غریبه می خواهد
بیاید بنشیند فقط سکوت کند
من هـی حرف بزنم
...
و بزنم و بزنم
تا کمی کم شود از این همه بار
بعد بلند شود و برود
نه نصیحتی نه.....
انگار نه انگار!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 16:06
+4
roya
roya
تو مرغ عشقی و در جانم آشیانه گرفتی 

هزار گلشن دل را به یک بهانه گرفتی
 

مرا دلیست که هرگز به دلبری نسپردم 

در این خرابه ندانم چگونه خانه گرفتی
 

من آن کبوتر پروازی ام که رام نبودم
 

مرا به دام کشیدی به آب و دانه گرفتی 

به برق خشم براندی به ناز چشم بخواندی
 

ببین کبوتر دل را چه دلبرانه گرفتی 

جوانه ها به دلم از نسیم عشق تو سر زد 

شدی چو اتش و در نطفه ای جوانه گرفتی 

بهای ناز تو جان بود اگر دریغ نکردم 

در این معامله هم بارها بهانه گرفتی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 15:59
+2
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 15:53
+1
roya
roya
عشق، بسيار فراتر از احساسي صِرف است. چيزي است كه هر روز بايد زيسته شود و به كردار درآيد.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 15:48
+1
roya
roya
عشق، هميشه به دست آمدني‌ست. بايد پرسيد آيا آنقدر خواهان آن هستيم كه رنج جست‌و‌جو و تكاپوي سخت روح را بر خود هموار كنيم، يا فقط خودمان را سر كار گذاشته‌ايم؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 15:46
+1
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 15:25
+2
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 15:22
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ