یافتن پست: #رو

.:SaRa:.
.:SaRa:.
به بابام بگی :
گلودرد دارم میگه آب نمک قر قره کن
دندون درد دارم میگه آب نمک قر قره کن
سردرد دارم میگه آب نمک قر قره کن
کمردرد دارم میگه آب نمک قر قره کن
دل درد دارم میگه آب نمک قر قره کن
یبوست دارم میگه آب نمک قر قره کن
اسهال دارم میگه آب نمک قر قره کن
و …
ینی مصداق کامل ضرب المثل هرچه بگندد نمکش میزنند رو عملی کرده !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:43
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آغا "کصافط" اینتوری نوشته میشه :"کثافت"
.
.
گفطم یادعاوری کنم بچه حا 26 روظ دیگه میرن مدرثه قلت املایی
هاشونو گردن ما ننداظن!!! :))))
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:40
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آخر کلاس اشتباهی به جای این که بگم خسته نباشید برگشتم به استادمون گفتم سلامت باشید.اونم جواب داد:عافیت باشه...!!!
حالا سوتی منو بی خیال این استاده اون وسط عافیت باشه رو از کجا اورد؟!
اصن یه وضعی.!!!!!!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:39
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یعنی اگر اون خواننده‌ی گرامی توی اون آهنگ معروف
هر چی دلت میخواد ببر ... گیتار با خودت نبر
به جای گیتار از کلمه‌ی مودم استفاده میکرد جای اینکه مسخره‌ش کنیم با آهنگش گریه هم میکردیم !
واللا ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:38
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختره اومده تو اسباب بازی فروشی برگشته میگه:
_این پلنگ صورتیتون رنگ بندی نداره؟
_ینی داغون شدماااااا!داغون!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:35
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﻪ ﻟﺤــــــﻈﻪ اینجا رو بـــــﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯿــــﻦ !!!

.

.

.

.

ﺍﺻﻦﻣﯿــــــــــﺸﻪ ؟؟؟

ﺣﺘﯽ ﺗـــــــــﺼﻮﺭﺷﻢﮔﺮﯾــــــﻪ ﺁﻭﺭﻩ ﻭﺍﺳﺘــــــﻮﻥ ...

ﺁﺭﻩ ؟؟؟

ﻣﯿـــــــــــﺪﻭﻧﺴﺘــــــم !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:30
+1
saman
saman
ما ترجمان دردیم

در سرزمینی دیرپای


به قدمت تاریخ


با اسراری دیریاب


لگدکوب سواران روم و ترک و عرب و مغول


اما نه مغلوب


که چیرۀ اعصار ماییم


جویبارهای خُرد


در دل اقیانوس فنا شدند


در خاکی که


تمامی تاریخ را ایستادگی کرده ست


حتی مردن ما هم باید ایستاده باشد


نام ما مرگ را جواب کرده است.


دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 10:54
+3
saman
saman

داد درویشی از سر تمهید


سر قلیان خویش را به مرید


گفت از دوزخ ای نکو کردار


قدری آتش به روی آن بگذار


بگرفت و ببرد و باز آورد


عِِقد گوهر ز دُرج راز آورد


گفت در دوزخ آنچه گردیدم


درکات جحیم را دیدم


آتش هیزم و زغال نبود


اخگری بهر انتقال نبود


هیچکس آتشی نمی افروخت


زآتش خویش هر کسی می سوخت

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 10:52
+3
saman
saman

ای یار کجایی که در آغوش نه ای


امشب برِ ما نشسته چون دوش نه ای


ای سرو روان و راحت نفس و روان


هر چند که غایبی فراموش نه ای

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 10:45
+2
saman
saman

دست بردار پتروس!


بگذار دنیا را آب ببرد


 در دنیایی که


اقیانوس آرامَش


به دنبال آرامِش می گردد


صد سد هم بسازی


فقط ...


مشق شب بچه ها را زیاد می کنی!

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 10:36
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ