یافتن پست: #رو

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است با ریشه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟
گیرم که می کشید
گیرم که می برید
گیرم که می زنید
با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟

دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 23:24
+7
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
تمام وسایل و امکانات زندگی ما رو مامانم می ذاره “همون جا”؛ کلا همه چی و هر چی که می پرسی جوابش همون جاست!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 21:13
+8
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
دخــتـرا هـر چـی بیشتـر قربـون صـدقـه هـم بـرن

و یـا محـکـم تـر روبـوســی کنـن، هـمـونـقـد از همـدیـگـه بـدشـون مـیاد...!
ناموســن اگه دروغ بگم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 21:11
+8
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ﺯﻥ ، ﺳﯿﻨﻪ ﯼ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﻟﺐ ﻫﺎﯼ ﻗﺮﻣﺰ
ﻣﻮﯼ ﻣﺶ ﮐﺮﺩﻩ
ﺍﺑﺮﻭﯼ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﺯﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﺳﻔﯿﺪ
… ﺷﺐ ﺑﺎ ﺷﮑﻮﻩ ﻋﺮﻭﺳﯽ
ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺵ ﻗﻮﺭﻣﻪ ﺳﺒﺰﯼ
ﻫﻮﺱ ﺷﺐ ﻫﺎﯼ ﺟﻤﻌﻪ
ﻗﺮﺍﺭ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﭘﺸﺘﯽ ﺗﻮﯼ ﯾﮏ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ
ﺯﻥ
ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ
ﮐﻤﺮﺩﺭﺩ ﻣﺎﻫﯿﺎﻧﻪ
ﭘﻮﮐﯽ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ
ﺿﻌﯿﻔﻪ ﯼ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻣﺎﻩ
ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻬﻮﻉ
ﺍﺳﺘﻔﺮﺍﻍ
ﺩﺭﺩﻫﺎﯼ ﮐﺸﻨﺪﻩ ﯼ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ
ﻣﺎﺩﺭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ
ﺯﻥ ﻋﺼﺎﯼ ﺭﻭﺯ ﭘﯿﺮﯼ
ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﻭﻗﺖ ﻣﺮﯾﻀﯽ
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 21:07
+8
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ …
ﻣﺠــــﺎﺯﯼ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﻢ …
ﻣﺠــــﺎﺯﯼ ﺷﺎﺩﯾﻢ …
ﻣﺠــــﺎﺯﯼ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯿﺸﯿﻢ …
ﻣﺠــــﺎﺯﯼ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﺭﻭ ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ ﻣﯿﺪﯾﻢ …
ﺍﻣــــــﺎ ……
ﻭﺍﻗﻌـــﯽ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻢ !
ﻭﺍﻗﻌـــﯽ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﺸﯿﻢ !
ﻭﺍﻗﻌـــﯽ ﺍﺯ ﻋﺸﻘﻬﺎﯼ ﻣﺠــــﺎﺯﯼ ﻟﻄﻤﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 21:02
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
جوانی عاشق دختری شد ومیخواست با او ازدواج کند
روزی دختر را به همراه دو دوست دخترش به منزل دعوت کرد
و به مادر گفت میخواهم حدسبزنی که عشق من کدامیک است
بعد از رفتن آنها از مادر پرسید: توانستی دختر مورد علاقه مرا از این سه تا تشخیص بدهی
مادر گفت: بله و مشخصات دختر را بیان کرد . پسر با تعجب پرسید:
مادرم از کجا فهمیدی که این دختر مورد علاقه من است؟

مادر جواب داد:

نمیدانم چرا ازش بدم اومد :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 20:39
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خیر سرمون رفتیم شمع روشن کردیم حاجت بگیریم
یه زنه هم اومد شمعشو پیش شمعای من روشن کرد
بعد شمعش افتاد رو شمعای من حاجتا قاطی شد الان حالت تهوع بهم دست داده :)))))))))))
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 20:21
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من اعتراف می کنم دوم دبیرستان که بودم بعد از پیدا کردن کارت واکسیناسیون پسر همسایمون که برای روز قبل بود زنگ زدم خونشون گفتم آقای احسان...؟17 ساله؟نام پدر....؟هستید؟
دیروز واکسن سرخک،سرخجه زدید؟
با تعجب گفت : بله!
آقا منم گفتم : "اشتباه شده واکسنی که دیروز زدید تا 48 ساعت دیگه باعث بروز علائمی می شه که باید تحت مراقبت باشید مثل حمله های قلبی یا تنفسی"!
طرف از ترس از حال رفت و نیم ساعت بعدش با آمبولانس بردنش بیمارستان...
هنوزم عذاب وجدان دارم!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 20:19
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
انواع پسرا:

۱.امشب خونمون خالیه بیا اینجا! (احمق)

۲.دلم هواتو كرده امشب میاى؟ (باهوش)

۳.اگه تونستى بیا! (ساده لوح)

۴.اگه نیاى یكى دیگه رو میارم! (زرنگ)

۵.امشب منتظرم! (اعتماد به نفس)

۶.تو رو خدا بیا دیگههههه!فقط همین یه بارو! (ببــــــــــــــو گلابى)
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 20:18
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه خبــر بد ! فردا شب آرمین 2afm میخواد بره خواستگاری .. اگه نه بشنوه دهنمون سرویسه :| :D
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 20:13

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ