یافتن پست: #رو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بعضیا تو خونه کولرو میذارن رو اخرین درجه سرماش بعد یه پتو با قطر100سانت میپیچن دور خودشون....اینا مریضن گناه دارن..کاریشون نداشته باشین.
بعضیای دیگه علاوه بر بالاییا یه فنجون چایی داغ میخورن که قندیل نبند..اینا رو مجازین املت کنین....کصافطای خوددرگیر.....والا
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 13:15
+6
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 13:14
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بزن به سلامتی
حرفهای دلت که به کسی نگفتی....
بزن به سلامتی
اینکه کوه درد بودی ولی دم نزدی..... ...
بزن به سلامتی تنهایی هات
ولی تنهایی رو دوست نداشتی...
بزن به سلامتی
ارزوهایی که نتونستی لمسشون کنی.....
بزن به سلامتی
شبهایی که تو تنهاییهات گریه کردی
ولی نمیدونستی برای چی...
.
.
.
ولی من میدونستم برا چی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 13:14
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگه یروز بری سفر....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همچین جفت پامیام تو صورتت که دکوراسیون صورتت بریزه بهم
بفهمی دیگه تنهایی جایی نری...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 13:11
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تلویزیون میگــه اگر در هفته 19 ساعت از نت استفاده کنید معتاد هستید:
بسم الله الرحمان رحیم
نگارهستم هـر روز 5 تا 6 ساعت از اینترنت استفاده می کنم
معــــتاد نیــــــــستم تفریــــحی !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 13:02
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
این روزا فقط میشه به عزرائیل اعتماد کرد چون حداقــلش اینکه قصد و نیتش مشخـــصه
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 13:00
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کاربردهای مختلف ” مُردن ” در فرهنگ ما !!
برو بمیر : برو گمشو !
بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !
می میرم برایت : عاشقتم !
می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟
… مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟
نمردیم و … : بالاخره اتفاق افتاد !
مردیم تا … : صبرمان تمام شد !
مرده : بی حال !
مردنی : نحیف و لاغر !
مردم : خسته شدم!
من بمیرم ؟ : راست می گی؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 12:57
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یادتونه بچه که بودیم تا توى یه جمعى میرفتیم حوصله نداشتیم،خجالت میکشیدیم بابا مامانمون میگفتن:سلام کردى به عمو؟ ما هم مثل خر تو گل میموندیم! یهو طرف به دروغ میگفت: بعععععله،سلامم کرد پسر گل!!!!
عاشق این ادما بودم،دمشون گرم.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 12:49
+6
nanaz
nanaz
لبخند که میزنی

من زل میزنم به دست هایت ...

به ساعت ِ مچی طلایی ات،

به آستین پیراهنت،

تـــا فرو نروم در زمین


^

لکنت زبان هم بهانه خوبی ست

برای مزه مزه کردن اسمت...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 12:40
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند دیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن وا نمی دارد میروم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم که به چراغهای نورانی و دستهای گرم دیگر اعتمادی نیست
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 12:35
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ