یافتن پست: #رو

محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
اعضاى بدن تصميم ميگيرن براى خودشون رئيس جمهور تعيين كنن. مغر و قلب رو كانديد ميكنن. باسن ميگه منم نامزد ميشم رأى گيرى شروع ميشه و قلب با اكثريت آرا رئيس جمهور ميشه ًبه باسن بر ميخوره و ميگه من بايد رئيس جمهور بشم و أعضاء قبول نميكنن باسن هم ميگه حالا كه اينطور شد منم ديگه كار نميكنم! ديگرون بهش ميگن کار نکن! روز اول همه تحمل ميكنن و روز دوم هم همينطور روز سوم ميبينن نميشه به همه جا داره فشار مياد كليه. كبد. قلب. مغز همه داره از كار ميافته ميرن پيش باسن ميگن: کار کن! اونم ميگه نه کار نمیکنم ميگن بابا کار کن همه داريم از كار ميافتيم باسن ميگه به شرطى كه رئيس جمهور بشم همه ميگن باشه تو رئيس جمهور باسن ميگه خوب حالا من بايد چيكار كنم أعضا ميگن هیچی تو فقط برین!!! :-) و اینطور شد که رییس جمهور فقط این کار را خوب بلده
آخرین ویرایش توسط 0921903413 در [1393/06/25 - 14:49]
دیدگاه  •   •   •  1393/06/25 - 14:48
+3
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
خانومه بچش رو می فرسته نارنگی بخره.
بچه میره با خیار میاد.برش می گردونه با بادمجون میاد.برش می گردونه با کدو میاد.
خانومه پا میشه بره ببینه چه خبره.
میوه فروشه میگه:آخه بچت می گفت لا لنگی می خوام
دیدگاه  •   •   •  1393/06/25 - 14:41
+2
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
کسانی که حرفهای رنگارنگ بر زبان می رانند،
و در هر زمان ومکان من " می دانم " را بلغور
می کنند،
هیچ نمی دانند
و
متاسفانه به این هیچ مغرورند .
دیدگاه  •   •   •  1393/06/25 - 14:37
+3
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
به سلامتیه دختری که وقتی بنز براش بوق زد سرشو انداخت پایینو گفت 206 عشقم بهتره
.
.
.
.
.
.
.
و بنز دخترو زیر گرفت و له کرد ..
.
.
.
آخه بزرگوار مگه هرکی بوق میزنه میخواد سوارت کنه
شاید میخواد بگه برو اونور
دیدگاه  •   •   •  1393/06/25 - 14:18
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
ﻳﻪ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺭﻓﺖ ﻛﻼﻧﺘﺮﻯ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﻫﻤﺴﺮ ﮔﻢ ﺷﺪﻩﺍﺵ ﻓﺮﻡ ﭘﺮ
ﻛﻨﻪ ..
ﻣﻬﻨﺪﺱ : ﺯﻧﻢ ﺭﻓﺘﻪ ﺧﺮﻳﺪ ﻭﻟﻰ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺮﻧﮕﺸﺘﻪ ﺧﻮﻧﻪ !!
ﭘﻠﻴﺲ : ﻗﺪﺵ ﭼﻘﺪﻩ؟
ﻣﻬﻨﺪﺱ : ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﻗﺖ ﻧﻜﺮﺩﻡ !
ﭘﻠﻴﺲ : ﻻﻏﺮﻩ؟ ﭼﺎﻗﻪ؟
ﻣﻬﻨﺪﺱ : ﻳﻪ ﻛﻢ ﺷﺎﻳﺪ ﻻﻏﺮ … ﻳﺎﭼﺎﻕ !!
ﭘﻠﻴﺲ : ﺭﻧﮓ ﭼﺸﺎﺵ؟
ﻣﻬﻨﺪﺱ : ﺩﻗﻴﻘﺎً ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ !!
ﭘﻠﻴﺲ : ﺭﻧﮓ ﻣﻮﻫﺎﺵ؟
ﻣﻬﻨﺪﺱ : ﻭﺍﻻ … ﻫﻰ ﺭﻧﮓ ﻣﻴﻜﻨﻪ !!
ﭘﻠﻴﺲ : ﭼﻰ ﭘﻮﺷﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩ؟
ﻣﻬﻨﺪﺱ : ﭘﻴﺮﻫﻦ …!! ﻣﺎﻧﺘﻮ …!! ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ !!
ﭘﻠﻴﺲ : ﺑﺎ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ؟
ﻣﻬﻨﺪﺱ : ﺁﺭﻩ
ﭘﻠﻴﺲ : ﺍﺳﻢ، ﺭﻧﮓ ﻭ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻣﺎﺷﻴﻦ،
ﻣﻬﻨﺪﺱ : ﻳﻪ AUDI ﻣﺸﻜﻰ A8، ﺑﺎ ﻣﻮﺗﻮﺭ V6 ، ﺣﺠﻢ 3000
ﺳﻮﭘﺮﺷﺎﺭﮊ ﺑﺎ 333 ﺍﺳﺐ ﺑﺨﺎﺭ ﻗﺪﺭﺕ ﻭ ﺩﻭﺭ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﻭ ﺗﻴﭗ
ﺗﺮﻭﻧﻴﮏ ﻫﺸﺖ ﺳﺮﻋﺘﻪ ﺍﺗﻮﻣﺎﺗﻴﮏ ﺑﺎ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺑﻪ ﻣﺪ ﺩﺳﺘﻰ ﻭ
ﺗﻤﺎﻡ ﭼﺮﺍﻏﻬﺎﺵ ﻓﻮﻝ LED ﺑﺎ ﺩﻳﻮﺩﻫﺎﻯ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻧﻮﺭ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻤﺎﻡ
ﻓﺎﻧﻜﺸﻨﻬﺎﺵ ﻭ……
ﻳﻪ ﺧﺮﺍﺵ ﺧﻴﻠﻰ ﻛﻮﭼﻮﻟﻮ ﻫﻢ ﺭﻭﻯ ﺩﺭ ﺟﻠﻮﻳﻰ ﺳﻤﺖ ﺷﺎﮔﺮﺩ …
) ﻣﻬﻨﺪﺱ ! ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪ ﺯﺩ ﺯﻳﺮ ﮔﺮﻳﻪ (…!!
ﭘﻠﻴﺲ (ﻣﺘﺎﺛﺮ): ﮔﺮﻳﻪ ﻧﻜﻨﻴﻦ ! ﻣﺎ ﻣﺎﺷﻴﻨﺘﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﭘﻴﺪﺍ
ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ!!!!! :|
مردها همچین موجودات با ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ هستند ....!!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/25 - 13:44
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
دیروز با ی پسره ای دعوام شد . اعصابم خورد شد .گفتم گیره عجب خری افتادیما . گفت خودت گیره عجب خری افتادی . نخندین . گناه داره واسش دعا کنید:))) موجود جالبیه
دیدگاه  •   •   •  1393/06/25 - 13:40
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
خون شهدا را آن فــ ــــ ــاحـــ ــ شــ ــــ ــــه خیابانی پایمال نمی کند!
خون شهدا را آن تارک الصلات پایمال نمی کند!
خون شهدا را آن روزه خور پایمال نمی کند!!
خون شهدا را مو و لباس آن جوان پایمال نمی کند!
خون شهدا را روسری افتاده آن دخترک پایمال نمیکند..
خون شهدا را حاجی هایی پایمال میکنند که مکه رفتن شان
از انگشتان دست فراتر رفته است،
اما ناموسشان محتاج لقمه نان شب شان هستند!
آنانی که صداقت را فقط به دوش میکشند
اما همچون نقل و نبــــــات دروغ می گویند!!
کسانی که در حق این ملت جفا کرده اند
آنانی که میلیارد میلیارد به جیب می زنند
و بودجه ای برای کار من و توی جوان نیست!
آنانی که کارشان با پارتی بازی سه سوته به انجام می رسد
و من و تو سال هـــــــــا با دهان بسته فقـــــــط صبر !
ریاکارانی پایمال می کنند که از شریعت و اسلام و شهدا
فقط حرافی های معمول را یاد گرفته اند!!
آآآآآهـــــــــای
اندکی شبیه حرف هایت باش!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/25 - 13:39
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
غضنفر یه قصاب میاره واسه کشتن گوسفند ... بهش میگه :
میخوام برام تیک تیکش کنی برای کباب،قورمه و دیزی . کله پاچشم تمیز کن بچه ها دوس دارن . روده و معدشم بزار کنار برا سیرابی . پوستشو با خودت نبریا ! میخوام سجاده درست کنم . پشکلاشم برا باغچه. آشغالشم برا گربه. با استخوناشم سوپ میپزیم .
به اینجا که میرسه گوسفنده یه نگاهی به غضنفر میندازه میگه : میخوای صدامم ضبط کن بزار برا زنگ موبایلت ... ؛-)
دیدگاه  •   •   •  1393/06/25 - 13:23
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی

تا وقتی که یه دختربچه داره ، تنش رُ واسه شامش می‌فروشه،
به من چه که فلان آرتيست و مطرب، چه مارکی، یا چه جنسی رُ می‌پوشه؟


به من چه که کدوم خواننده‌ی پاپ، به دستش ساعتِ مارکِ رول[!]؟
کدوم رنگ توی دنیا رنگِ ساله؟ تو هالیوود کی اسطوره‌ی س[!]؟


من اين‌جام! بین اين مردم که امید، داره کم کم می‌میره تو دلاشون،
چه‌قدر فاصله دارن تیترا از ما، چه‌قدر اين دَکه دوره از خیابون...

دیدگاه  •   •   •  1393/06/25 - 12:56
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی

روحشون شاد !







‏روحشون شاد !<br />
ارسالی از Mohsen Ataee‏




دیدگاه  •   •   •  1393/06/25 - 12:50
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ