یافتن پست: #رو

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

من پشیمانم از آن عشق که پستم می کرد  
بر زبانهای شما دست به دستم می کرد  
مثل احساس کسی سنگ شدم ای مردم
 
تازه با فاصله همرنگ شدم ای مردم  
یک نفر میوه احساس مرا چیدو گذشت
 
گریه ی نیمه شب روح مرا دیدو گذشت
 
یک نفر گریه ی عاشق شدنم را خندید  
لحظه ناب شقایق شدنم را خندید  
من از آن عشق که می مرد حکایت کردم

به خدایی که تو را برد شکایت کردم

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:39
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:37
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ای کاش با عشق نمی آمدی
تا با دلزدگی بروی
ای کاش
دوستانه می آمدی
تا سلامی بگویی ، احوالی بپرسی
درددلی بکنی
چای نعناع بنوشی ، سیگاری با دود سبز بکشی
بوسه ای گرم بر گونه ام بزنی
و بروی…
حال که اینچنین سرد می روی
یادت باشد چیزی به جا نگذاری
مبادا برگردی وَ
اشکهایم را ببینی….
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:36
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
با « یکی بود یکی نبود » شروع می‌شود این قصه

با یکی ماند یکی نماند، تمام.

یکی، من بودم یا تو؛ مهم نیست

مهم

قصه‌ای‌ست که تمام می‌شود!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:35
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

زندگی زیباست زشتی های آن تقصیر ماست
در مسیرش هر چه نا زیباست آن تدبیر ماست

زندگی آب روانی است روان می گذرد
آن چه تقدیر من و توست همان می گذرد

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:34
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تجاوز 2 دختر 10 ساله به پسر 27 ساله! این اتفاق در محله ی جردن رخ داده مادر دختر 10 ساله از خانه بیرون میرود برای خرید دختر درب خانه ی همسایه را میزند پسری 27 ساله به اسمه مهدی در رو باز میکنه الناز میگوید :میشه بیایید خانه ی ما زیر غذا رو کم کنید تا مادرم برسه من از گاز میترسم، وقتی مهدی وارد خانه میشه زیره گاز رو کم میکنه الناز برای مهدی شربت میاره داخل شربت داروی بیهوشی ریخته بود، مهدی با خوردنه شربت به خوابی عمیق فرو میرود در همین لحظه الناز داد میزنه سارا بیا یه نفرسره کار رفته همه ی این متن رو خونده
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:32
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

باز کن پنجره ها را ای دوست هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت برگ ها پژمردند تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست توی تاریکی شب های بلند سیلی سرما با تاک چه کرد
با سرو سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:31
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
 جشنواره فیلم مشهدی
۱-علمی=مدنم نمگم
۲-جنایی=ناخن جله ی قیم
۳-ورزشی=توشله بازی
۴-تخیلی=گلشهر معتاد ندره
۵-خانوادگی=کاظم پای دیگ شله
۶-عاطفی=برو یره از زندگیم
۷-جنگی=مو بروسلیم
۸-ترسناک=خنه کلپسه ها
(کوچیک مشهدیام هستم)
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:26
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بچه بودیم ، هرکی بهمون فحش میداد
کف دستمونو نشونش میدادیم
میگفتیم آینه آینه !
حالا اگه جرات داری به بچه های امروزی فحش بده
یه چیزی جوابتو میده که باید معنیشو از بابات بپرسی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:21
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
به غرور اردلان تمجید

به عشق پاک مریم زمان

به گریه های مادرانه ی رعنا

به رفاقت محمد جواد

به رهایی رها

به ترس ارسلان

دلم واستون تنگ شده ...

بگو خب
{-41-}{-41-}{-23-}{-35-}{-35-}{-35-}


آخرین ویرایش توسط ramin-rtbm در [1392/05/23 - 00:47]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:20
+19

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ