یافتن پست: #رو

hosein
hosein
ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺁﻭﺭﻡ
ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ
ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ
ﺯﻧﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﻣﺸﺘﺮﮎ…
ﺣﺮﻓﺶ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﻣﯽﮐﻨﻢ!
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﭼﺮﺍ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ ﻋﺰﯾﺰﻡ؟
ﺧﻮﺑﯽ؟ ﺳﺮﻣﺎ ﮐﻪ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺍﯼ؟
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﺩﻟﻢ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﭼﻨﺪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﯼ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ
ﻣﻦ ﻫﻢ ﺧﻮﺑﻢ
ﻣﺰﺍﺣﻤﺖ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻡ
ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺁﻭﺭﻡ
ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽ ........
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 16:35
+8
hosein
hosein
یکی از فانتزیام اینه که :

به دوس دخدرم 3 صبح زنگ بزنم بگم بیا دم در کارت دارم !

بعدش اونم بیاد با یه تاپ و شلوارک و یه مانتوی ژولیده و چشای نیمه باز تو ماشینم !

بگم عشقم تو بخواب فقط میخوام نگات کنم !

بعد گازشو بگیرم برم شمال 7 صبح لب ساحل باشم !

تو یه ساحل آروم وایسم و دوتا درارو باز کنم و خودم بشینم چارزانو رو کاپوت و نگاش کنم، اونم با نسیم ساحل بیدار شه و از خوشحالی جیییییییییغ بکشه و در اثر ایست قلبی جونشو بده به شما :|

و من اونجا با گیتارم این آهنگو بخونم :

دریاااااا ، هشتمین عشق مرا بردیییییی !
:)))))))))))))
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 15:56
+3
hosein
hosein
من همینجا رسما از همه اونایی که اومدن و تو زندگیم و گند زدن بهش و رفتن عذرخواهی میکنم که نتونستم بهتر از این فضا رو برای ریدنشون مهیا کنم.........
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 15:50
+3
alifabregas
alifabregas
تو ژاپن سرعت اينترنت ايران رو تو برنامه شوک نشون ميدن...! :|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 15:50
+3
-1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگه "کثافت" رو با خودکار معطر هم بنویسی ،

چیزی از معناش کم نمیشه ؛

درست مثل آدمهای گندی

که لباس و آرایش و موقعیت خوب دارن.....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 15:05
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سلامتی همه خوبا...گلچینا...خسته ها...مشتیا...باادبا...بامراما...بدردبخورا...کسایی که روزقیامت فقط زمین ازدستشون شاکیه اونم بخاطرسنگینی معرفتشون...ارادت.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 14:55
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شوهری یك پیامك به همسرش إرسال كرد:
سلام من امشب دیر میام خونه، لطفا همه لباسهای كثیف من رو بشور و غذای مورد علاقه ام رو درست كن.
ولی پاسخی نیومد!

پیامك دیگری فرستاد:
راستی! یادم رفت بهت بگم كه حقوقم اضافه شده و اخر ماه میخوام برات ماشین بخرم.

همسر
وای خدای من واقعا ^_^

شوهر
نه میخواستم مطمئن بشم كه پیغام اولم به دستت رسیده :))
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 14:20
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺩﻭﺗﺎ مخاطب نیمه خاص ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ
ﺑﻌﺪ ﺑﺎ یکیشون ﺩﻋﻮﺍﻡ ﺑﺸﻪ و وقتی ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ میاد جلو ﮐﻪ ﺟﺪﺍﻣﻮﻥ ﮐﻨﻪ،
ﯾﻪ ﭼﮏ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺑﺰﻧﻢ ﺑﮕﻢ :
ﺗﻮ ﻫﻢ ﺩﺳﺖ ﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻧﺪﺍﺭﯼ ؛
ﺑﻌﺪ ﺟﻔﺘﺸﻮﻥ ﺩﺳﺘﺎﻣﻮ ﺑﮕﯿﺮﻥ ﺑﮕﻦ : آقا تورو خدا باهامون ﺑﺎﺵ ،
ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻤﻮﻥ ﺑﺎﺵ ؛
ﺑﻌﺪ ﻣﻨﻢ با کلی منت ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻨﻢ
روانی هم خودتی...:)
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 14:08
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
قصه‌ی کهنه دروغ بود
من و ما بچه‌گی کردیم؛
که به جای قصه خوندن؛ قصه رو زنده‌گی کردیم...
در ِ آرزو رو بستیم
دل‌امون به قصه خوش بود؛
رستم ِ کتاب کهنه ته قصه بچه‌کش بود...
حالا تو قحطی رویا اجاق ترانه سرده؛
کسی رو بخار شیشه دلُ نقاشی نکرده...
سر وُ ته زدن به دیوار
برگ آگهی ترحیم؛
یه نفر نوشته جمعه
رو همه برگای تقویم...
چرخ‌وُفلک می‌خواستیم؛ فلک نصیب‌امون شد!
ساده‌ی ساده بودیم؛ کلک نصیب‌امون شد!
دنبال یه حقیقت؛ تو آینه‌ها می‌گشتیم؛
اما تو قاب گریه؛ ترک نصیب‌امون شد!*
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 14:05
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی حـــاجــــی میشی که هفـــت بار خـــدا رو دور زده باشی!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 14:04
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ