یافتن پست: #رو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گه ببینی نفرقبلیت تنهاست و یه گوشه داره گریه میکنه چی کار میکنی؟
1-میرم آروم نوازشش میکنم
2-توبغلم میگیرمش
3-دلداریش میدم
4-کارهرروزشه
5-مگه این گریه هم میکنه
6-خجالت بکش مگه بچه ای؟؟؟
7-یه جک میگم میخنده
8-یکی هم میزنم بیشترگریه کنه!!!
9-دنبال بهونه اس
10-خودمم باهاش گریه میکنم
11-به من چه آخه
12-متاسفم برات
13-میرم جار میزنم این داره گریه میکنه
14-یه شکلات بهش میدی بچه اس دیگه!!!
15-خفش میکنم
16-اعصاب تورو دیگه ندارما
17-بزار گریه کنه خالی شه
18-حوصلشو ندارم
19-وقتی گریه میکنه قیافش میشه عین کدو
دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 12:33
+1
saeed
saeed
یه روز پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و میگه:.چون از صبح اولین كسی هستی كه كمربند ایمنی بستی برنده 58هزار تومن پول شدی..حالا می خوای باهاش چیكار كنی؟.مرد می گه: می رم گواهینامه می گیرم.. زنش سریع می گه: جناب سروان این وقتی اكس می زنه پرت و پلا می گه.. بچشون از اون پشت می گه: بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نكنیم؟.یه صدا از صندوق عقب می یاد : از مرز رد شدی؟
دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 12:32
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
قصه اصحاب کهف یک شوخی است! اینجا یک روز هم بخوابی از یاد خواهی رفت.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 12:29
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شب را
در می نوردم
و ز تاریکی گریزی ندارم
می دانم روشنایی در راه است
و فانوس عالم گونت
روشنی مهتاب
به تن دارد
دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 12:26
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی فهمیدی قرار نیست با هر زن یا دختری که دوست شدی، به رختخواب بری؛هر وقت یاد گرفتی بدون توقع دوستی کنی .هر وقت فهمیدی هر کسی که دوستت شد،دوست ‌دخترت نیست و برای جواب سلامش باید به یک علیک محترمانه فکر کنی نه به پیدا کردن یک مكان خالی،اونوقت میتونی روی همراهی و همدلیِ دختر به عنوان جنس مخالفت حساب کنی.
9 دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 12:19
+3
محمد
محمد
رفتم اداره پست دفترچه اعزام به خدمت بگيرم به بارو ميگم به دونه دفترچه اعزام به خدمت بده ميگه ميخواي بري سربازي؟ ميگم پ ن پ اومده برم لب كارون چه گلبارون ميشه وقتي كه ميشينن دلدارون تو قايقها دور از غم ها ....دست دست
دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 12:09
+5
محمد
محمد
خدایا الودگی دلهای ادما ازحد هشدار گذشته دنیاروچند روز تعطیل نمی کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 12:04
+3
ali rad
ali rad
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبارآلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور
دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 11:29
zahra
zahra
اعتراف می کنم با دوستامون کیسه ی پر آب رو از طبقه سوم مدرسه که کلاسمون بود مینداختیم تو پیاده رو ...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 04:20 توسط Mobile
+5
*vorojak*
*vorojak*
اینم گارد ما ایرونیا{-23-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/4 - 02:18
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ