یافتن پست: #رو

ronak
ronak
شعر آهنگ افسردگی از امین حبیبی
امسالم مثل هر سال بدون تو تموم شد

امسالم گذشت و باز مثل هر سال حروم شد

امسالم مثل هر سال نیومدی تو پیشم

کم کم دارم از دوریت دیگه افسرده میشم

خسته شدم از اینکه تنهایی بشینم

تو کنج اتاقم هی عکساتو ببینم

خسته شدم و می خوام یادم بره هستم

من از همه دنیا دلگیرم و خستم

این عید و نمی خوام من عیدی ندارم

این عید واسه من روز عذابه

عیدم مثل هر روز هر روز مثل دیروز

من حال دلم خیلی خرابه

احساس می کنم دارم دق می کنم اینجا

این خونه یه زندونه این خونه و هر جا

هر جا که نشونی از تو اونجا نباشه

دق مرگ شدم و می خوام این دنیا نباشه

احساس می کنم دیگه هیچ راهی ندارم

من موندم و تنهاییم با این دل زارم

می سوزم و می سازم من هیچی نمی گم

اما عزیزم عید و تبریک به تو می گم
آخرین ویرایش توسط ronak در [1390/12/27 - 12:05]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 11:58
+3
ebrahim
ebrahim
دیشب رفتم استخر, بعد از شنا اومدم لباسامو بپوشم دیدم رو موبایلم ۴ تا میس کاله ۶ تا اس ام اس از دوس دخترم:
اس ام اس ۱: عزیزم چرا زنگ میزنم جواب نمیدی؟
اس ام اس ۲: انگار سرت شلوغه جواب اس ام اس هم نمیدی.
اس ام اس ۳: همین الان زنگ میزنی وگرنه من می دونم وتو!
اس ام اس۴: کثافت آشغال معلوم هست کدوم گوری هستی؟
اس ام اس ۵: تقصیر منه که آدم حسابت کردم کچل ایکبیری با اون مامان چاقت. گمشو برو پیش همون دختر عموی…
اس ام اس۶: راستی اینم میگم که بسوزی منو دوستت سعید دو ماهه رابطه داریم…. بای
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 11:53
+6
ronak
ronak
زمستان بود!

كلاغ غذا نداشت!

مجبور بود

با گوشت خودش شكم جوجه هایش را سیر كند...!

زمستان گذشت و كلاغ مرد!

جوجه ها گفتند

چه خوب شد كه مرد !!

راحت شدیم از غذای تكراری...!!!

و تا به امروز

این چنین ادامه دارد

واقعیت تلخ روزگار ما...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 11:46
+6
ebrahim
ebrahim
امروز تو اتاقم یه پشه مشاهده کردم!!!
رفتم یه دماسنج آوردم نشستم جلوش درجه دماسنجو نشونش دادم و باهاش منطقی بحث کردم که هنوز سرده هوا.اونم قبول کرد و رفت :-|
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 10:49
+5
Alireza
Alireza
از هر 2 تا تبلیغ تلویزیون یکی تبلیغ بانکه ، ولی مردم هر روز فقیر تر میشند
از هر 2 روز هفته یکیش تعطیله اما باز مردم افسرده تر میشند
از هر 2 نفر توی خیابون یه نفر لیسانس داره اما باز مردم بیکار تر میشند
از هر 2 تا خونه یکیش نوسازه اما مردم باز بی خانمان تر میشند
از هر 2 نفر یکی دماغش رو عمل کرده اما باز قیافه ها زیبا نمیشند
از هر 2 نفر یکی حاجی شده اما باز مردم بی خدا تر میشند!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 10:22
+5
Alireza
Alireza
فقط خانومهای ایرانی هستن از یه هفته قبل از عروسی هی میگن
چی بپوشیم؟! .. چی بپوشیم؟!
اونوقت شب عروسی ؛ رسماً هیچی نمی پوشن
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 10:09
+6
دوستی
در ضمیرت اگر این گُل ندمیدست هنوز،
عطر جان پرور عشق
گر به صحرای نهادت نوزیده است هنوز
دانه ها را باید از نو کاشت.
آب و خورشید و نسیمش را از مایۀ جان
خرج می باید کرد.
رنج می باید برد،
دوست می باید داشت!
با نگاهی که در آن شوق برآرد فریاد
با سلامی که در آن نور ببارد لبخند
دست یکدیگر را
بفشاریم به مهر
جام دلهامان را
مالامال از یاری، غمخواری
بسپاریم به هم
بسراییم به آواز بلند:
شادی روی تو!
ای دیده به دیدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
تازه، عطرافشان، گلباران باد.


(فریدون [!])
آخرین ویرایش توسط hajivandian در [1390/12/27 - 10:36]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 10:06
+5
Alireza
Alireza
فقط یه ایرانی میتونه صبح جمعه ساعت 6 با هزار مشقت و برنامه ریزی قبلی پاشه بره بیرون حلیم بخوره , پارک بره,ورزش هم کنه,
بعد ساعت 9 برگرده خونه بگیره تا ظهر بخوابه!{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 10:06
+5
ebrahim
ebrahim
ژانر معلمایی که اول سال میومدن میپرسیدن بابات چیکاره اس رو یادتونه؟ که بدونن کیو زیاد باید تحویل بگیرن ! مام کلکشونو فمیده بودیم ! یه بار معلم ازم پرسید:
_ شغل بابات چیه؟
+ بیکاره
- خب نمیشه که . پس چرخ زندگیتون چطور میچرخه؟
+ خانوادگی میشینیم تو چرخ و فلک با هم میچرخیم !

از کلاس انداخت منو بیرون بی جنبه :|
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 10:06
+2
دوستی
دل من دیر زمانی است که می پندارد:
دوستی نیز گُلی است؛
مثل نیلوفر و ناز،
ساقۀ تُرد ظریفی دارد.
بی گمان سنگدل است آن که روا میدارد
جان این ساقۀ نازک را
دانسته بیازارد!
در زمینی که ضمیر من و تست،
از نخستین دیدار،
هر سخن، هر رفتار،
دانه هایی است که می افشانیم.
برگ و باری است که می رویانیم
آب و خورشید و نسیمش، مهر است
گر بدان گونه که بایست به بار آید،
زندگی را به دل انگیزترین چهره بیارآید.
آنچنان با تو درآمیزد این روح لطیف،
که تمنای وجودت همه او باشد و بس.
بی نیازت سازد، از همه چیز و همه کس.
زندگی، گرمی دل های به هم پیوسته است
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است.


(فریدون [!])
ادامه دارد ...
آخرین ویرایش توسط hajivandian در [1390/12/27 - 10:11]
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 10:03
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ