یافتن پست: #رو

reza
reza
ناپلئون بناپارت : در دنیا فقط از یک چیز باید ترسید و آن خود ترس است .

ناپلئون بناپارت : اولین شرط توفیق شهامت و بی باکی است .

ناپلئون بناپارت : نایاب ترین چیزها در جهان دوست صمیمی است .

ناپلئون بناپارت : دردها و رنج ها فکر انسان را قوی می سازد

ناپلئون بناپارت : کسانی که روح ناامید دارند مقصرترین مردم هستند.

ناپلئون بناپارت : کسی که می ترسد شکست بخورد حتما شکست خواهد خورد.

ناپلئون بناپارت : یک روز زندگی پر غوغا و در شهرت و افتخار بهتر از صد سال گمنامی است.

ناپلئون بناپارت : پیروزی یعنی خواستن .

ناپلئون بناپارت : عشق گوهری است گرانبها ، اگر با عفت توام باشد.

ناپلئون بناپارت : عفت در زن مانند شجاعت است در مرد ، من از مرد ترسو همچنان متنفرم که از زن نانجیب

ناپلئون بناپارت : فداکاری در راه وطن از همه فضایل باارزشتر است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 00:23
+2
☺SAEED☻
☺SAEED☻
salam dustan jatun khali aro0o0osi davat budam hesabi terkundam

:D:D:D albate halate normal dashtama
7 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 00:22
+5
ramin
ramin
من آن مجنون تنهای غریبم .

كه از سهم دو دستت بی نصیبم .

به دل گفتم كه روزی خواهی آمد.

و دل می داند او را می فریبم...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 00:20
+4
ramin
ramin
عشق احساس شگفت انگیزیست
درگیرش که شدی..یک گوسفند گربه صفت رو صدا میزنی جوجو !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 00:14
+4
ali rad
ali rad
بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ایستاده بودند. سر میز یک سبد سیب بود که روى آن نوشته بود:
فقط یکى بردارید. خدا ناظر شماست.
در انتهاى میز یک سبد شیرینى و شکلات بود. یکى از بچه‌ها رویش نوشت:

هر چند تا مى‌خواهید بردارید! خدا مواظب سیب‌هاست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 00:10
+4
reza
reza
تركه میره تماشای رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده بعد ازش میپرسن چه طور بود میگه آدمای خیلی خوبی بودن دیدن من خوابم رونوك انگشت راه میرفتن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 00:10
+4
jalal
jalal
فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 00:09
+6
عسل ایرانی
عسل ایرانی
ناراحت نشو اگه كسي يه نفر ديگه رو به تو ترجيح داد..
چون تو نميتوني يه ميمون رو متقاعد كني كه عسل شيرين تر از موزه..!! :|
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 00:09
+12
reza
reza
پلیس میخواسته ماشین یه نفرو با جرثقیل بلند کنه،صاحبش میاد میگه:میخواین ببرینش؟
پلیسه میگه پ ن پ میخوایم بلند کنیم زیرشو جارو بزنیم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 00:07
+4
ramin
ramin
دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد :اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت رابفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم"دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت:یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا...و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت: نه... خدا نکنه...اصلآ کفش نمی خوام
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 00:06
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ