یافتن پست: #رو

ebrahim
ebrahim
دافيـــم عکس بابام رو تو گوشیم دیده میگه: واااااای ابی ، چقد بابات گوگولیه ، من عاشقش شدم !!
یعنی شرم و حیا رو قورت داده یه آبم روش :|‌ !
به بابام جریانُ گفتم ..
حالا شبی گیر داده میگه : پسر بابا بیا یه چَنتا عکس خوشگل ازم بگیر :| !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:16
+5
ebrahim
ebrahim
همه چيز از يه بطري بازي شروع شد ؛
كمي بعد از نيمه شب ،
روي يك ميز شش نفره همه مست و خراب ...!!
بطري چرخيد ، چرخيد و چرخيد ...
... همه چشمها به چرخشش بود !
... ... حركتش كم شد
كم تر و كم تر ...!!
تا بالاخره ايستاد !
سرش به طرف من بود به هر حال من بايد اطاعت مي كردم
با چشم مسير سر تا انتهاي بطري رو طي كردم !
آخرش رسيد به اون ...
نگاهم كرد و خنديد !
بلند بلند مي خنديد !
دليل خنده هاش رو نمي فهميدم تا اينكه ساكت شد و خيره به من !
به لباش چشم دوخته بودم منتظر اينكه بگه رو دستات راه برو يا صورتت رو با سس بشور ...
يا يه چيزي مثل همينا ...!!
كه يهو كوبيد روي ميز و ابرو هاشو تو هم كرد ...!!
گفت : حكم ؛
... عاشقم شو ...!!
و من بايد عمل مي كردم اين قانون بازي بود ...!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:09
+7
☺SAEED☻
☺SAEED☻
عشق آدم را داغ می کند و دوست داشتن آدم را پخته ...هر داغی یک روز سرد می شود ، اما هیچ پخته ای دیگر خام نمی شود.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:02
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
خوشبختی به كسانی روی می آورد كه برای خوشبخت كردن ديگران
می كوشند.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:36
+5
mehrshad kabiri
mehrshad kabiri
امروز تو دانشگاه علامه با ديدن اين داف و پاف دهه هفتادي فهميدم كه دهه شصتيها نسل سوخته نيستند كلن نسلي هستم كه هم جزغاله شديم و هم ته گرفته ايم ..!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:28
+4
sasan pool
sasan pool
غریب آمدی و ....
اما من که خوب می‌شناسَمَت
من بارها …
تُرا در انتهای رویایی غریب دیده بودم
چه احترام غریبی دارد این خواب، این خاطره
.
تمامِ این سالها همیشه کسی از من سراغِ تُرا می‌گرفت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:26
+2
mehrshad kabiri
mehrshad kabiri
اگر وقتی شخصی را که دوست داری در آغوش می‌گیری، در میان بازوانت می‌لرزد ..

اگر لبهایش بر روی لبهایت همچون آتش سوزنده هستند ..
.
اگر بسختی نفس می‌کشد ..
.
اگر در دیدگانش برق و درخشندگی خاصی می‌بینی ..
.
ولش کن بره پی کارش .. چون آنفلوانزا داره ..!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:25
+4
mehrshad kabiri
mehrshad kabiri
یارو میره دیدن آغـــا ، دستشو میبوسه ، روشو میبوسه میزنه زیر گریه میگه:
آغـــا شما سیدی ، دعا کن شاه برگرده ..!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:22
+3
ebrahim
ebrahim
"کوروش کبیر"

((من برای متنفر بودن از کسیکه از من متنفر است وقت ندارم
من گرفتار دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارند))

"نیمه اسفندماه روز عشق و مهرورزی ایرانیان باستان "
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:19
+4
mehrshad kabiri
mehrshad kabiri
صفر را بستند تا ما به بیرون زنگ نزنیم: از شماچه پنهان: ما از درون زنگ زده ایم ...! (حسین پناهی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:15
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ