یافتن پست: #رو

saeed
saeed
نه چتر با خود داشتی
نه روزنامه
نه چمدان
...

عاشقت شدم!

از کجا باید می فهمیدم مسافری؟...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:39
+5
mina_z
mina_z
یه سوال :

این صلوات هایی که بعد از اومدن برق میفرستیم ، ثوابش به روح کی میرسه؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:39
+9
-1
saeed
saeed
خداحافظ بهترین رویای من خداحافظ


با من و از من جدای من خداحافظ


گرچه دوست نمیدارمت از دل وجان دیگر ولی


دلدار بی چون وچرای من خدا حافظ
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:38
+3
sasan pool
sasan pool
دوستان یک تصویر داغون ندارین که به روحیه من بخوره بزارم توی پروفایلم؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:35
+1
sasan pool
sasan pool
این ترم آخر بچه های 87 هست.البته برای من آخر نیست هستم تا ترم 12 اگه هم شد کمسیون میرم تا ترم 14 .این شعر تقدیم به ورودی های مهندسی 87 .


‫خدا در هر کسی روحی دمیده /
برایش نقش هایی آفریده /
ولی از آن همه اندک کسی را /
مثال خویش مهندس آفریده /
.
.
روز همه ی مهندسای 87 ی مبااااااارک...‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:33
+1
حمید
حمید
ما هم یه روزی یه زندگی خوب و دلچسب داشتیم



تا اینکه یکی اومد و گفت



عزیزم!واسه خودت بیا تو یونی نمیسازی!{-11-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:30
+5
mina_z
mina_z
سرهنگ: اسمت چیه؟
سرباز: ممد
سرهنگ: این چیه دستت؟
سرباز: این تفنگ
سرهنگ: تفنگ؟
... ... ... این مملکتته, آبروته, زندگیته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و ....؟؟؟؟؟؟؟؟
سرهنگ رو به سرباز دوم کرد وگفت:.... اسمت چیه؟
سرباز گفت: غضنفر
سرهنگ: این چیه دستت؟
غضنفر: این .....خواهر و مادر ممده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:06
+8
sasan pool
sasan pool
من این آهنگ شنیدم کلی گریه کردم یاد دورانی از زندگی افتادم خواستین دانلود کنید.این شعرش هست. یکی هست ، تو قلبم که هرشب واسه اون می نویسم و اون خوابه نمی خوام ، بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه یه کاغذ ،یه خودکار دوباره شده همدم این دل دیوونه یه نامه ، که خیسه پر از اشک و کسی بازم اون و نمی خونه یه روز همین جا ، تویه اتاقم یه دفعه گفت داره میره چیزی نگفتم ، آخه نخواستم دلش و غصه بگیره گریه می کردم ، درو که می بست می دونستم که میمیرم اون عزیزم بود ، نمی تونستم جلوی راشو بگیرم می ترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها خدایا کمک کن نمی خوام بدونه دارم جون می کنم اینجا سکوت اتاقو داره می شکنه تیک تاکه ساعته رو دیوار دوباره نمی خوام بشه باوره من که دیگه نمیاد انگار... {-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:05
+3
☺SAEED☻
☺SAEED☻
گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ای
من شکستم هر دو را
گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام
به خاموشی مغرورانه ات
شکستی تو مرا
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 20:46
+10
ali rad
ali rad
سر تا پاي‌ خودم‌ را كه‌ خلاصه‌ مي‌كنم، مي‌شوم‌ قد يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌
كه‌ ممكن‌ بود يك‌ تكه‌ آجر باشد توي‌ ديوار يك‌ خانه
يا يك‌ قلوه‌ سنگ‌ روي‌ شانه‌ يك‌ كوه
يا مشتي‌ سنگ‌ريزه، ته‌ته‌ اقيانوس؛
يا حتي‌ خاك‌ يك‌ گلدان‌ باشد؛ خاك‌ همين‌ گلدان‌ پشت‌ پنجره
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 20:20
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ